تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
و از مشاهير دانشمندان سبزوار يكى امير شاهى بود . اسمش آق ملك جمال الدين و نسبش به ملوك سربداريه مىرسيد . وى شاعرى ماهر و مردى آگاه و نديم بايسنقر ولد ميرزا شاهرخ گوركانى بوده . نقل است كه پدر امير شاهى در شكارگاهى يكى از ملوك سربداريه را كشته بود . روزى بايسنقر با امير شاهى در شكارگاه تنها به يك‌جاى افتاده بايسنقر به كنايت گفت پدرت در هلاك دشمن فرصتى مثل امروز را از دست نداد . امير شاهى به‌هم برآمده گفت
لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
« 2 » و از آن به بعد ترك خدمت سلاطين گفته به قليل زراعتى قناعت كرد تا در سنهء هشتصد و پنجاه و هفت درگذشت و در سبزوار مدفون شد . يكى ديگر كمال الدين حسين واعظ متخلص به كاشفى « 3 » صاحب تصنيفات و طبع خوش و داراى علم نجوم و انشاء بوده و سمت مصاهرت جامى يافته و در زمان سلطان حسين بايقرا در هرات انتقال نمود . مقبرهء شيخ عطار عطر الله مرقده در سبزوار است .

[ حرف التاء ]

تارم [ مع - مر ] :

به فتح راء ولايت وسيعى است در جبال ميانهء قزوين و گيلان كه دهكده‌هاى بسيار و كوهها دارد . اما شهر مشهورى در آن الكه نيست . احمد بن يحيى تارمى منسوب به اين تارم است . و نيز تارم شهر كوچكى است در آخر حدود فارس در سمت كرمان و اهل شيراز در تلفظ ، الف اين كلمه را ساكن مىنمايند و پارچه‌هاى نفيس قيمتى در اين تارم نسج مىنمايند . و از اين تارم تا شيراز هشتاد و دو فرسخ راه است . حمد الله مستوفى تارم را به « طا » ى مؤلف و طارمين نوشته : طارم عليا و طارم سفلى و گويد طارمين ولايتى است گرمسير و بر شمالى سلطانيه و تا سلطانيه يك روزه راه است و در او ارتفاعات نيكو مىباشد و اكثر ميوهء سلطانيه از آنجاست . و در قديم الايام در طارم سفلى شهرى بود فيروزآباد نام كه دار الملك طارم بوده و اكنون به كلى خراب است و حال قصبه‌اى در طارم علياآباد و شهرستان آنجا شده . مردم آن ولايت سنى
هامش
( 2 ) - سورهء انعام آيهء 164 . ( 3 ) - متن : « عاشقى » .