ايشان مرحوم آقا عبد الحسين بهبهانى و مرحوم آقا محمد على مىباشد كه به جهت اقامت كرمانشاه معروف به كرمانشهانى شده و اولاد امجاد ايشان در كرمانشاه الى الآن همه داراى مراتب اجتهاد و ذكر ايشان در ذيل لفظ كرمانشاه بيايد « 1 » .
يكى ديگر از علماى بهبهان جناب آقا سيد اسماعيل بهبهانى است كه الآن در دار الخلافهء باهره به ترويج و نشر مراتب علوم دينيه مشغولند .
جد ايشان سيد عبد الله بن علوى عتيق الحسين كه مقبرهء او در بهبهان زيارتگاه مردم است با شيخ عبد الله بحرانى سماحيجى در زمان صفويه از بحرين به بهبهان آمده در آنجا متوطن شدند . معروف است كه چون آزاد خان افغان متوجه بهبهان شد اهل بهبهان در خيال مدافعه افتاده يك توپ داشتند . آن توپ را از گلولهء مسى پر كرده از آقا سيد عبد الله مرحوم خواهش كردند كه شما اول تير توپ را به دست خود آتش بزنيد .
آقا سيد عبد الله توپ را آتش زده اتفاقا گلولهء آن به ديرك چادر آزاد خان خورد و ديرك را شكست و قطعه چوبى بر سر آزاد خان آمده سر او شكست و اين سانحه را به فال بد گرفته از بهبهان عطف عنان كرده اهل بهبهان از شر او ايمن شدند .
بهدادين [ مع - مر ] :
به كسر باء و سكون هاء اين لفظ در فارسى به معنى بهترين عطاست و اسم يكى از قراى زوزن از اعمال نيشابور است .
بهرزان [ مع - مر ] :
به كسر باء و سكون هاء و فتح راء شهر كوچكى است در دو فرسخى شهرستان در طرف نيشابور . در ماه صفر سنهء ششصد و هفده اين شهر را ديدم . خيرات آن بسيار و بازار معمور و قلعهء محكمى داشت و آباد بود .
بهره [ مع - مر ] :
به فتح باء شهرى است در مكران .
بهزان [ مع - مر ] :
به كسر باء محلى است نزديك رى . گويند شهر قديم رى در اين
هامش
( 1 ) - دربارهء آقا محمد باقر بهبهانى معروف به وحيد رجوع شود به كتاب « وحيد بهبهانى » از على دوانى ( انتشارات امير كبير ، تهران ، 1362 ه . ش ) .