كه الحال محل نظر و شايستهء ملاحظه است چند لوح در كوه منقور است كه يكى از آنها در انتهاى دامنهء كوه بالاى چشمهء آب بزرگى كه مشابه رود عظيمى است واقع شده دوازده ذرع عرض اين لوح بوده و مرور دهور تصاوير آن را محو كرده . به دقت زياد بايد فهميد كه چند صورت در اين لوح مرتسم بوده و اين تصاوير را بعضى بزرگ و بعضى كوچك و برخى سواره و برخى پياده مسلح و غير مسلح نقش كردهاند . در بالاى اين لوح چند سطر مطول به خط و زبان يونانى نوشتهاند . ولى طورى محو شده كه خوانده نمىشود . به حكم شيخعلى خان « 7 » يا حاج على خان زنگنه كه از حكام كرمانشهان بوده در وسط اين لوح به خط و زبان حاليهء فارسى شرحى نوشتهاند كه معروف است وقفنامه يا قرار تقسيم آبى است كه از دامنهء كوه بيستون جارى است . ولى صحيح اين مطلب در ضمن شرحى كه منقول از سفرنامهء همايونى است هست و بيايد .
مؤلف خود سه سفر از بيستون عبور كرده : دفعهء اول در سنهء هزار و دويست و هفتاد و نه به چاپارى از آنجا عبور نمود و مجال اينكه به خواندن خطوط بپردازد نداشت . دفعهء ثانى در سنهء هزار و دويست و هشتاد و هشت كه در ركاب ظفر انتساب مبارك به عراق عرب مىرفت در اين سفر نيز بهجهت ظهور و با در اردو و بودن چشمه در حوالى قبرستان بدين مقصود نايل نشد . دفعهء ثالث نيز مراجعت از همين سفر بود و شب از اين محل گذشت .
بالجمله بعضى از مسافرين فرنگ در اين لوح در ضمن خطوط يونانى ، لفظ « قطرزس » ديدهاند و قطرزس يكى از اشخاصى است كه در زمان سلطنت سلاطين سيلوسيد بعد از اسكندر حاكم اين ناحيه بوده .
لوح ديگر كه در محل بسيار مرتفعى و ارتفاع آن از زمين هزار و پانصد پاست عرض آن صد و پنجاه پى و طول آن صد پى مىباشد و در شكاف كوه واقع و به واسطهء آنكه رسيدن به آنجا بدون منجنيق و چارپايه متعسر بلكه متعذر است نه اعراب كه مخرب اين نوع ابنيهء عجم بودند نه ولاة و حكام بعد كه از قباحت اين عمل غافل ، دسترسى به خرابى آن پيدا كردهاند . بعضى از سياحان فرنگ با زحمت زياد نزديك اين لوح شده هم خطوط آن را كه معروف به خط ميخى است خوانده هم نقشهء
هامش
( 7 ) - شيخعلى خان زنگنه وزير مقتدر شاه سليمان صفوى بود .