بهاران [ مع - مر ] :
از قراى اصفهان و از ناحيهء قهاب است . مسجد جامع و منبر بزرگى دارد .
بهار [ مع - مر ] :
اول : قريهاى است در دو فرسخى مرو كه آن را بهارين نيز گويند .
ثانى : قلعهاى است در كردستان كه در عهد شاه سليمان دار الملك كردستان بوده . ثالث : قريهء بزرگى است در همدان .
بهارزه [ مع - مر ] :
به تقديم راء از قراى بلخ است .
بهبهان [ مع - مر ] :
اين شهر نوآباد و تقريبا بيش از سيصد سال نيست كه خوب آباد شده . شهر قديم اين ناحيه كه مسافت آن تا بهبهان زياده از يك فرسخ نيست ارجان است كه در حرف الف نوشته شده و يونانيها ارجان را « اركران » مىگفتهاند . اسكندر وقتى كه از خوزستان بهسمت فارس مىرفت از اركران عبور كرد . مسجدى در خرابههاى ارجان است و معروف است كه حضرت امام ثامن على بن موسى الرضا عليه السلام در اين مسجد نماز گذاردهاند . اما شهر حاليهء بهبهان در بهترين درهء فارس واقع شده و جزء ايالت كوهگيلويه محسوب مىشود . در موضع حاليهء بهبهان ، سابق چند چادرنشين بودهاند كه از ارجان بهجهت زراعت مىآمدهاند .
بعد از آنكه بعضى از اعراب كوفه كه معروف به رئيس فلان و رئيس به همان بودند به حكم امير تيمور از كوفه كوچ كرده به ارجان آمدند و املاك زياد خريدند و در موضع حاليهء بهبهان بناى آبادى گذاشته و از آنجائى كه سياهچادر را « بهان » مىناميدهاند اين طايفه گفتند ما در اين محل خانه بهازبهان مىسازيم . لهذا آبادى موسوم به « بهازبهان » و از كثرت استعمال بهبهان شد .
بارى اطراف بهبهان حاصلخيز و دو رودخانه از جلگهء بهبهان مىگذرد : يكى رودخانهء جراحيه كه از وسط شهر قديم ارجان مىگذشته و يكى ديگر رودخانهء طاب كه حالا به خيرآباد موسوم است و مصب اين رودخانه هنديان است و از انتهاى شمالى جلگهء بهبهان جارى مىشود و جلگهء بهبهان به اين دو رودخانه مشروب مىگردد . شهر ارجان در سمت