به دست لشكريان منوچهر افتاد .
چون ذكر قلعه سفيد شد بيان وضع او خالى از مناسبتى نيست .
اين قلعه در يورت ايلات ممسنى است كه از طوايف و ايلات اصلى و حقيقى ايران هستند نه از ايلات مهاجر كه از خارج آنها را كوچانيده در ايران سكنى دادهاند . چون از دور ، اين قلعه سفيد به نظر مىآيد موسوم به قلعه سفيد شده . اين قلعه در قلهء كوه مرتفعى واقع و از هر طرف پرتگاه است و به جز راه معينى جادهاى براى وصول به قلعه نيست .
چشمهسارهاى زياد در اطراف قلعه فراوان است . از دامنه به قلعه سه ميل مسافت است و هزار ذرع به قلعه مانده محلى است كه اگر يك نفر تفنگچى آنجا بايستد ورود به قلعه غير ممكن و همان يك نفر دفع لشكرى جرار مىتواند نمود . وضع دفاع اهالى قلعه از قديم الايام الى يومنا هذا اينطور بوده كه سنگهاى بزرگ در سر راهى كه ورود به قلعه منحصر بدان راه است جمع مىنمايند . دشمن همينكه نزديك به قلعه مىشود سنگها را پرت كرده مانع از صعود و ورود آنها مىگردد . مسافت قلعه سفيد تا شيراز هفتاد و دو ميل و در نقطهء شمال مغربى شهر شيراز واقع شده است . انتهى .
نيز از حوادث متعلق به بهبهان اين است كه كريم خان زند چند ماه اين شهر را محاصره كرد . رئيس جعفر پسر رئيس عليرضا به سبب عداوت با ميرزا قوما پسر ميرزا عليرضا خان قلعه را به دست داد . كريم خان طايفهء ميرزاها را كه حكومت بهبهان داشتند به شيراز آورد و حكومت بهبهان را به رئيس عليرضا داد و تا زمان سلطنت كريم خان حكومت با طايفهء رؤسا بود .
از مشاهير علماى بهبهان يكى آقا باقر بهبهانى اعلى الله مقامه مىباشد . اصل آن بزرگوار از اصفهان بوده در مائهء دوازدهم هجرى به بهبهان رفتند و چندى در آنجا مشغول تدريس بودند . خواجه عزيز - كدخداى بهبهان - دختر خود را به حبالهء او درآورد . در زمان شيخ يوسف « 1 » به كربلاى معلى رفته در مجلس درس شيخ يوسف حاضر مىشدند . بعد از فوت شيخ يوسف ، آقا باقر رئيس اماميه و مجدد و مؤسس علم اصول و مصداق حديث شريف نبوى صلى الله عليه و آله كه مىفرمايد :
على رأس كل مائه واحد منا يجدد سنتى گرديدند و از اولاد بزرگوار
هامش
( 1 ) - شيخ يوسف بحرانى صاحب كتاب معروف حدايق ( تولد 1107 وفات 1186 ه . ق )