صيد مراد خان كنند لاعلاج پناه به شيخ بوشهر برد . ولى چيزى نگذشت كه شيخ بوشهر وفات نمود . اما پيش از درگذشتن به پسرش شيخ نصر وصيت كرد كه در معاونت لطفعلى خان تقصير روا ندارد و الحق لشكر قليلى هم ابتدا براى لطفعلى خان فراهم آمد و بيشتر آن لشكر تبعهء شيخ نصر بودند . حاجى ابراهيم شيرازى نيز در شيراز جمعى از سكنه و بزرگان ايل و احشام او را با خود متفق كرده دم از هواخواهى لطفعلى خان مىزد . چون لطفعلى خان از بوشهر حركت كرد ، شاه مراد برادر صيد مراد با لشكرى موفور به مقاتلهء او مأمور شد . لكن على همت خان كه با حاجى ابراهيم اتفاق و معاهده داشت لشكريان را وادار نمود كه سردار خود را گرفتند و به لطفعلى خان سپردند و لطفعلى خان عاجلا به شيراز رفت و اهالى اتفاق كرده او را وارد به شهر نمودند و صيد مراد اگرچه در ارگ تحصن جست ولى به آسانى دستگير شده مقتول گرديد .
انتهى .
از زمان غلبهء افاغنه تا اواخر عهد كريم خان اهالى فرنگستان بسيار كم مراوده با ايران داشتند . زيرا كه اغتشاش ملك با وضع تجارت منافى بود و تجار انگليس تجارتخانهء خود را از بندرعباس به سبب اجحاف و تعدى نصير خان لارى برداشتند و در بوشهر مقام كردند .
چون در اواخر سنهء هزار و دويست و هفتاد و دو به واسطهء كدورتى كه ما بين دولتين عليتين ايران و انگلستان رو داده بود عساكر ظفر مآثر پادشاهى به سردارى نواب و الا حسام السلطنه مأمور فتح قلعهء مستحكم هرات كه كليد ممالك هندوستان بود شدند و اين شهر را در بيست و پنجم ماه صفر هزار و دويست و هفتاد و سه مفتوح نمودند ، از آنطرف چند فروند كشتى جنگى انگليس به بندر بوشهر و محمره و آن حدود آمده با قشونى كه ساخلوى بندر بوشهر و محمره بودند جنگى نمودند . در اين بين ، اغتشاش در ممالك هندوستان رو داده هنديها جمعيت زيادى از انگليسها را مقتول ساخته لواى ياغىگرى و شورش افراشتند .
فرخ خان امين الدولهء مرحوم كه در آنوقت ملقب به امين الملك و بهسمت ايلچىگرى به دربار بعض از دول فرنگ مأمور شده بود بنا به خواهش ناپلئون سيم پادشاه فرانسه مصالحه ما بين دولتين عليتين ايران و انگلستان انعقاد داد كه سواد آن عهدنامهء مباركه را ما بعينه در اين كتاب درج مىنمائيم :
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 484
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٤٨٤