حكومت بحرين را هم داشت اول كسى است كه از وادى نجد اسب نجدى و ماديان عربى فرستاد آوردند و در دشتستان در ايلخى خود رها كرد و آنچه اسب عربى معروف فارس است در شيراز و غيره از همان تخمه است .
آباديهاى قديم دنيا بوده چنانكه اسم او در جغرافياى قديم با شرح و تفصيل هست و در قبرستان اطراف شهر قديم ريشهر بعضى خمرهها پيدا مىشود كه طولش سه قدم و نيم و قطرش يك قدم ، سرپوشى از گل بر روى آن گذاشته شده كه بلند و برداشته مىشود و معلوم مىگردد كه اين خمرهها مدفن اموات ايشان بوده و اين نيز دليل است كه ريشهر از شهرهاى كهنه است . زيرا كه مرده را اين قسم دفن كردن نه در طريقهء اسلام و نه در سبك مجوس رسم بوده . قلعهء شهر قديم ريشهر را پرتغاليها بنا كردهاند . اگرچه بهزعم اهالى بلد اين قلعه از بناهاى شاه عباس است . سطح اين قلعه كه حالا مخروبه است بيست و سه هزار و صد و يك ذرع مربع است . در قبرستان اطراف شهر ريشهر سنگهاى مزار كه به خط كوفى مرتسم و منقور است يافت مىشود و اين سنگها بايد از قبور لشكر اسلام كه در فتح ريشهر كشته شدند و كسانى كه بعد از مفتوح شدن اين شهر به دست اعراب از مسلمين كه در آنجا سكنى گرفتند باشد . ريشهر را عجم زيشهر و عرب زيضهر نيز گفتهاند .
حمد الله مستوفى گويد زيضهر را كه به برسان معروف است لهراسب كيانى ساخت و شاپور بن اردشير بابكان تجديد عمارتش كرد . شهرى وسط است بر كنار درياى فارس . هوائى به غايت گرم و متعفن دارد و تابستان اهل آنجا انثيين در حب البلوط بندند و الا از كثرت عرق مجروح گردند . حاصلش خرما و كتان زيشهرى بود و اكثر مردم آنجا تجارت دريا كنند و در ايشان مردم فضول هيچ نبود بلكه زبون ديگران باشند و از آنجا تا دزكلات يك فرسنگ بود و به تابستان مردم بيشتر از شهر به جهت خوشى هوا به قلعهها روند .
ياقوت حموى در معجم البلدان گويد : « ريشهر به عقيدهء حمزه مخفف و مختصر ديواردشير است و آن ناحيهاى است از ارجان . پيش از غلبهء عرب بر عجم گشته دفيران در آن منزل داشتند و اينها كسانى هستند
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 482
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٤٨٢