زمان اغلب اهالى عجم و تجار از اغلب بلاد ايران در بوشهر ساكن و بسيارى از تجار را سرمايه به يك كرور مىرسد و هندوها در اين زمان در بندر لنگه منزل و بازار مخصوصى دارند و آبادى بوشهر از كاروانسرا و حمام و غيره به تناسب زياد شدن جمعيت رو به ازدياد نهاده .
در شبه جزيرهاى كه بوشهر در آن واقع است بعضى ظروف و اوانى قديمى از زير خاك پيدا كردهاند و اين دليل است بر اينكه در سوابق ايام يعنى قبل از فتوحات اسلام آنجا آبادى بوده و از براى بندرگاه فارس و خوزستان بهترين نقاط همين بوشهر است . عمارات بوشهر حتى بيوتات تجار معتبر چندان عالى و خوب نيست . عمارت حكومتى معروف به چهار برج بالنسبه بد نيست . قونسولخانهء انگليس در بوشهر از ابنيهء عاليه محسوب مىشود . امتعهاى كه از هندوستان و چين به بوشهر مىآورند عمده شكر و ادويهجات و چاى معروف به چاى بندرى و شال كشميرى و قلمكار هندى و ظروف چينى كار چين و ظروف كار انگليس است .
اسبهائى كه از ايران به هندوستان مىبرند از بوشهر حمل مىنمايند .
پنبه و پشم و ابريشم و بعضى امتعهء ديگر مال ايران نيز از بوشهر به هندوستان حمل مىشود . يكى از مسافرين فرنگى كه شصت سال قبل به بوشهر آمده مىنويسد كه هر سال دو كرور روپيه پول نقد از اين بندر به هندوستان رفته در عوض ادويهجات به ايران وارد مىگردد . گويند شيخ ناصر به واسطهء تجارتى كه با هندوستان و سواحل بحر عمان داشت پسرش بعد از فوت او از ميراث او مالك سيصد هزار تومان وجه نقد و سه هزار شتر و ششصد ماديان شد و تمام اين مكنت به دست لطفعلى خان زند افتاد . معروف است كه در زمان سلطنت پادشاه ذىجاه آقا محمد شاه طاب ثراه يك دسته از عساكر گرجى مأمور ساخلو بوشهر بودند و چون از پسر شيخ ناصر مطالبهء مسكرات مىكردند از عهدهء نگاهدارى آنها برنيامده از دربار پادشاهى استدعاى احضار آنها را نمود . مسئول او قرين قبول آمد .
بالجمله در صحراى بوشهر بز وحشى ، گراز ، كفتار ، گرگ و روباه پيدا مىشود . طغيان آب دريا در بعضى از سنوات به حدى است كه اطراف بوشهر را احاطه مىكند و شهر بوشهر جزيره مانند به نظر مىآيد . نآرك سردار اسكندر موضعى را كه حالا بوشهر است به اسم
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 480
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٤٨٠