و در اين عرصهء مذكور قطعا از كثرت درختان آفتاب بر زمين نيايد و چشمهسارهاى بسيار و آبهاى زلال است و حكما گفتهاند محاسن الدنيا اربعة :
غوطة دمشق و سغد سمرقند و شعب بوان و مرج شدان و از اين چهار موضع دو موضع كه شعب بوان و مرج شدان باشد از حساب ملك فارس است .
بوته [ مع - مر ] :
از قراى مرو است و منسوب بدان را بوتقى گويند .
بوزانه [ مع - مر ] :
قريهاى است از قراى اسفراين .
بوزجان [ مع - مر ] :
شهر كوچكى است از نواحى نيشابور واقع ميانهء نيشابور و هرات و تا شهر نيشابور چهار منزل و تا هرات شش منزل است . جماعتى از اهل علم منسوب به اين شهرند .
بوزنجرد [ مع - مر ] :
به فتح زا و نون و كسر جيم از قراى همدان و در يك منزلى آن در سر راهى كه از همدان به ساوه مىروند واقع است . ابو يعقوب يوسف بن ايوب بن يوسف بن الحسن بن زهرة الهمدانى البوزنجردى منسوب به اين قريه و عالمى فاضل و صاحب كرامات و خوارق عادات بوده .
بوزنجرد [ مع - مر ] :
مطابق آنچه ابو سعد گفته فرق اين اسم با اسمى كه در فوق ذكر شد اين است كه نون در اين اسم ساكن است و اين بوزنجرد قريهاى است نزديك مرو در سر راه بيابان .
بوزنشاه [ مع - مر ] :
قريهاى است از قراى مرو .
به وزن [ مع - مر ] :
از قراى نيشابور است .
بوشنج [ مع - مر ] :
شهر كوچكى است باصفا و خرم در درهء مشجرى از نواحى هرات