تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
نآرك اين بگفت و از اردوى اسكندر مرخص شده با جمعيت قليلى به‌طرف مينا راند . وقتى از اردوى اسكندر دور شد ، در بين راه طوايف بلوچ به او حمله نموده نزديك بود او را هلاك كنند . بخت اسكندرى و لطيفهء تقدير ايزدى او را حفظ و مستخلص نموده صحيح و سالم به بندر مينا رسيد و با كشتيها رو به مقصود نهاد . بعد از چند روز كشتيرانى به جزيرهء خالى از سكنه‌اى رسيدند كه موسوم به ارقانا بود و جمعى را عقيده اين‌كه آن جزيره همين هرمز است و بعضى ديگر آن را لارك مىدانند . از آن جزيره گذشته به جزيرهء آبادى موسوم به اوآراكتا كه جزيرهء كيش باشد رسيدند . در اين جزيره تاكستان و نخلستان و صحراى فراوان و طول جزيره هشتصد استاد بود . حاكم جزيره را كه معروف به مازانس بود نآرك براى بلدى همراه برد . گويند در اين جزيره قبر يكى از سلاطين بزرگ است موسوم به « اريت‌ر » كه از سلاطين ايران بوده و در سواحل دريا شكار مىكرده شيرى به او حمله مىنمايد . او خود را به دريا مىاندازد كه در كشتى كوچكى كه در آن ساحل بوده بنشيند و خود را از شر شير ايمن نمايد . باد او را به اين جزيره مىاندازد . چون جزيره را خوش آب و هوا مىيابد مراجعت نكرده همانجا ساكن مىشود و تمام خليج فارس و بحر عمان و درياى احمر در تصرف اين پادشاه بوده . بالجمله نآرك گويد از جزيرهء كيش دويست و چهل استاد كه راه پيموديم به جزيره‌اى ديگر رسيديم . اين جزيره خالى از سكنه است . از آنجا چهارصد استاد راه طى نموديم به جزيره‌اى ديگر رسيديم از آنجا مسافتى پيموده به جزيرهء « پيل‌رآ » كه الحال به لير معروف است رسيديم . از آنجا سيصد استاد كه پيش رفتيم به كتس‌ياكته رسيديم . اين جزيره گوسفند و بز وحشى بسيار دارد . چند استاد ديگر كه طى شد به ايلاكه معروف به جيلم است آمديم . بندر جيلم بندرگاه خوبى دارد موسوم به اندرابيا . از آنجا چهارصد استاد كه پيش رفتيم به جزيرهء آبادى رسيديم كه در حوالى آن غوص مرواريد مىشود . از آنجا به دماغهء اكوس معروف به شف وارد آمديم . از آنجا چون چهارصد و پنجاه استاد ديگر راه پيموديم به بندر « اپس‌تانا » وارد شديم . اين بندر خيلى معمور است و از آبادى تا كنارهء دريا شصت استاد است . از آنجا به كقنا كه حالا معروف به كنگان است وارد شديم . اين بندر جاى معمور پرسكنه‌اى است . اسكندر آذوقه