تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
است و اين خبر خيلى مايهء مسرت او خواهد بود . بالجمله چنان‌كه در سفرنامهء خود نآرك مسطور است حاكم مينا چون به اردوى اسكندر رسيد و مژدهء ورود نآرك و سلامتى او و كشتيهاى سپرده به او را به اسكندر داد . اسكندر نهايت مشعوف شده به او خلعت و انعام بخشيد . ولى چند روزى از اين مقدمه گذشت و نآرك نرسيد . اسكندر حاكم مينا را خواسته به‌طور مؤاخذه از او سؤال نمود كه چرا اين دروغ را گفتى ؟ حاكم مينا هرچه خواست صدق قول خود را ثابت كند نتوانست . لهذا تغير اسكندر زياده شده حكم به حبس او داد . حاكم مينا در محبس پيغام به اسكندر داد كه من يقين دارم كه نآرك راه را گم كرده كه تا به حال نيامده است . من كه الآن در حبس هستم و منتظر هرگونه عقوبت و سياست . اما اگر جمعى را به استقبال نآرك بفرستيد كه دليل راه او شده وى را به اردو بياورد يقينا بىفايده نخواهد بود . اسكندر اگرچه مأيوس بود ، اما جمعى را با عراده و آذوقه جلو نآرك فرستاد . بعضى از اين اشخاص در دو منزلى اردوى اسكندر به شش نفر رسيدند كه گيسهاى بلند شانه نكردهء ژوليده داشتند و بدنهاى ايشان لاغر و رنگ چهره رفته و لباسهاى مندرس شده . حضرات مستقبلين ملتفت نشدند كه نآرك و همراهان او مىباشند كه از طول و مشقت سفر اين وضع را پيدا كرده‌اند . خلاصه نآرك از آنها پرسيد كه اردوى اسكندر در كدام سمت است ؟ آنها جوابى گفته و از يكديگر گذشتند و هيچيك از دو طرف يكديگر را نشناختند . مسافتى طى نشده آرشياس كه يكى از سرداران و همراه نآرك بود گفت يقينا اين اشخاص كه ملاقات كرديم به استقبال و جستجوى ما آمده‌اند و نشناختن ايشان ما را استبعادى ندارد . زيرا كه لباس و هيئت ما طورى نيست كه شناخته شويم . بهتر اين است كه خود را به اين اشخاص بشناسانيم . نآرك مستقبلين را كه هنوز دور نشده بودند صدا كرده گفتگو كردند و مطلب معلوم جانبين شده نآرك با پنج نفرى كه همراه او بودند سوار عراده‌ها شده رو به اردوى اسكندر راندند و چند نفر از مستقبلين به تعجيل جلو رفته خود را به اسكندر رسانيده مژدهء آمدن نآرك را دادند . اگرچه ظاهرا بايد اين خبر اسباب خوشوقتى زياد براى اسكندر باشد اما به عكس به شدت متألم شده گمان كرد كه سفاين و عساكر او تماما غرق شده و نآرك با پنج نفرى كه همراه او هستند از