تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
آوردند . و در اين سفر كه ابتداى آن از درياى سند و منتهى به خليج فارس شده اين اول مرتبه بود كه اهالى ساحلى را ديدم كه ماهى را سرخ نموده مىخوردند . خلاصه بعد از صرف غذا كه عبارت از ماهى سرخ كرده و خرما و قدرى نان بود از آنها خواهش كردم كه شهر را به من بنمايند . اهالى راضى شده همين‌كه وارد شهر شدم دو نفر تيرانداز را كه همراه بودند حكم كردم دروازه را نگاه دارند و خود با دو تيرانداز ديگر و يك نفر مترجمى كه همراه من بود بالاى برج رفته به واسطهء علامات و نشانيها به سردارهائى كه در كشتى بودند معلوم كردم كه وقت است كه كشتيها و قشون را نزديك شهر آورند . به محض اشاره ، كشتيها نزديك شهر آمده قشون زيادى از كشتيها به ساحل شهر وارد شد . سكنهء شهر متوحش و متحير شده ابتدا خواستند از در خصومت درآيند بعد جز تسليم چاره‌اى نديدند . آذوقه‌اى كه لازم بود كارسازى كردند . در انبارهاى اهالى كمتر آرد گندم پيدا مىشد . بيشتر آردى كه در انبارها داشتند عبارت بود از ماهى خشك كرده كه دستاس كرده بودند و در انبارها ريخته نان از آن مىپختند . بارى هرچه ممكن بود از اين آذوقه از انبارها به كشتيها حمل نموده روانه شديم و هزار استاد راه كه طى كرديم به تملنا كه معروف به كىكنك است رسيديم . اين آبادى بندر معتبرى است . از اين بندر به شهر كانازيدا « 8 » رانديم . در حوالى اين شهر به چاههاى آب و نخلستان جنگلى رسيديم . آذوقه‌اى كه همراه داشتيم رو به نقصان گذاشته بود و چون ورود ما به اين محل اواسط زمستان بود نخلها خرما نداشت . از ليف درخت خرما تغذيه كرده معجلا حركت نموديم و شب و روز مىرانديم بلكه به يك آبادى برسيم كه تحصيل آذوقه در آن ممكن باشد . بعد از طى چندين استاد به ساحلى رسيديم كه بعضى دهات در آن ساحل بود . ولى اهالى دهات مساكن خود را تخليه كرده فرار نموده بودند . در خانه‌هاى آنها قدرى خرما و هفت نفر شتر پيدا كرديم و به آن خرما و شتر چند روزى تغذيه كرده به راه افتاديم . نآرك گويد در بحر فارس نهنگهاى بزرگ پيدا مىشود . يك روزى در نزديكى كشتيها دريا منقلب و مواج شد و حال آن‌كه هيچ باد مخالف نمىوزيد . سبب را پرسيدم معلوم شد نهنگ زيادى
هامش
( 8 ) - اين شهر حالا موسوم به شوربار و آثار شهر قديمى در اينجا هست ( ا ع ) .