نبود . با يكى از كشتيهاى كوچك راه رودخانه را گرفته بالا رفتيم .
چهل استاد « 4 » كه پيش رفتيم به درياچهاى رسيديم كه آب شيرين داشت و از آن آب براى ذخيره برداشتيم . بعد از حركت از دهنهء رودخانه دويست استاد كه راه پيموديم به كاپالا ( كابالا ) رسيديم و دريا به شدت مواج شد . در وسط دريا لنگر كشتيها را انداختيم و جرأت نكرديم كه نزديك به ساحل اقامت كنيم . شب را توقف نموده اول طلوع صبح به راه افتاديم و چهل و دو استاد طى كرديم . مقارن غروب به محاذى كابانا رسيديم . از كابالا تا كابانا يك كشتى بزرگ و دو كشتى كوچك ما غرق شد .
كشتيهائى كه در اين سفر به من سپرده [ شده ] بود عبارت از سى و دو سفينهء بزرگ و چند كشتى كوچك مخصوص حمل آذوقه بود كه وقت لزوم و هنگام ورود به رودخانهها به كار مىبرديم و هر كشتى سى نفر پاروزن داشت و غير از ملاح و پاروزن و عملهجات كشتيها قشون همراه زياده از دو هزار نفر نبود .
خلاصه نصف شب از اين منزل حركت كرديم و بعد از طى دويست استاد به كوكالا رسيديم . پاروزنها و عملهء كشتيها به واسطهء طول سفر خسته بودند . مصلحت چنين ديدم كه كشتيها را نزديك ساحل برم كه اهالى آن به خشكى آمده چند روزى در خشكى استراحت كنند . در همين مكان چندى قبل لونات سردار اسكندر با طوايف بلوچ جنگ كرده شش هزار نفر از بلوچها را در يك جنگ بكشت . آپلوفان حكمران بلوچستان چون در دفع ياغيان به سردار اسكندر كمك داده بود بعد از اين فتح ، اسكندر به او تاج طلائى بخشيد . بارى در اين مكان حاكم بلوچستان به حكم اسكندر آذوقه و علوفه حاضر كرده بود . لهذا به هريك از سپاهيان و ملاحان فردا فردا ده روزه گندم داده شد و در اين چند روزه توقف ، كشتيهائى را كه از صدمهء امواج معيوب شده بود مرمت كردند و بعضى از ملاحان و سپاهيان كه عليل شده بودند يا اظهار كراهت از دريانوردى مىنمودند از راه خشكى نزد سردار بلوچستان فرستادم . روز حركت از اين منزل باد مساعد بود . پانصد استاد پيموديم و به دهنهء رودخانهء توميروس رسيديم .
اهالى بلد همينكه سفاين ما را ديدند مسلح شده كنار دريا صف كشيده منتظر جنگ شدند . اسلحهء بلوچهاى اين ناحيه نيزههاى بلند بود كه
هامش
( 4 ) - يك استاد ، صد و پنجاه و هشت ذرع است ( ا ع ) .