شش ذرع طول داشت . پيكان اين نيزهها از آهن نبود بلكه از چوبهاى صلبى بود كه با آتش آنها را از آهن سختتر نموده بودند . جنگآوران اين طايفه تخمينا ششصد نفر بودند . من چونكه اين جسارت را از اهالى بلد ديدم كشتيهاى خود را دور تر از ساحل كه تيررس نباشد قرار دادم و در ميان لشكر همراه ، سربازهاى بارشادت را كه در شناگرى مهارت داشتند منتخب نموده حكم دادم به خشكى بروند . همينكه به ساحل رسيدند جمع شده يك مرتبه به حالت اجتماع به خصم حمله آوردند . سرباز [ ان ] به اين دستور العمل رفتار كرده به بلوچها حمله نمودند . از آنطرف از كشتى گفتم به واسطهء چرخهائى كه زلق و تير را خيلى دور تر از دست و بازوى انسان مىاندازد على الاتصال به بلوچها زلق و تير بيندازند . بلوچها متحير و بدن لخت آنها از زخم تير و زلق مجروح شده بعضى مقتول و برخى اسير گرديدند . نآرك گويد اسراى آنها را كه نزد من آوردند خلقت غريبى داشتند . به بدنهاى ايشان مو مثل سرشان روئيده و تمام اعضايشان در پشم مستقر بود . ناخن دست و پايشان به سباع شباهت داشت و به قدرى بلند بود كه با فشار جزئى ماهى بزرگ را دو نيمه مىكرد و شاخههاى درخت را با ناخن مىبريدند . بعضى از آنها كه لباس داشتند لباسشان منحصر به پوست حيوانات يا پوست نهنگ بود ( شايد مقصود از نهنگ پوست سگ آبى باشد ) . بعد از شش روز توقف در آنجا روز هفتم حركت كرده سيصد استاد راه پيموديم و به دماغهء مالانا رسيديم كه الحال اين دماغه معروف به مران است . اسلحه و لباس اهالى اين سواحل شبيه به هنديهاست . ليكن زبانشان فرق دارد . طايفهء ايش تيوفال « 5 » كه در سواحل مكران سكنى داشتند ايشان را در كنار دريا قريهاى بود موسوم به پذيرا كه تقريبا شصت استاد از كنار دريا دور بود . از اينجا نيز حركت نموده بعد از چند روز ديگر به كلتار رسيديم و از كلتار به كاليبا « 6 » آمديم . كاليبا ده بزرگى است كه در كنار دريا واقع شده نخلستانش زياد . اما وقتى كه ما به آن ده رسيديم هنوز فصل رسيدن خرمايش نشده بود . نآرك گويد اهالى اين ده گوسفند و ماهى زياد براى ما هديه آوردند و عجب اين بود كه گوشت گوسفند نيز طعم و بوى گوشت ماهى داشت و دليلش آنكه چون سواحل
هامش
( 5 ) - يعنى ماهىخوار ( ا ع ) .
( 6 ) - كاليبا حالا معروف به شورموت است ( ا ع ) .