روز و هفت شب جشن گرفت . سرداران سپاه شراب زياد نوشيده در مستى بعضى اعمال ناشايسته نمودند . خبر اين بدبختى اسكندر طورى در ممالك ايران شايع شده بود كه حاكم هر ايالتى خود را پادشاه خواند و خزاين و ذخاير اسكندر را كه سپرده به آنها بود متصرف شدند . اسكندر در تنبيه بعضى از حكام زحمت زياد كشيده مجددا ايران را امن و منظم ساخت .
نآرك « 2 » سردار معتبر اسكندر سواحل مكران و درياى فارس را در سنهء سيصد و بيست و شش قبل از ميلاد سياحت نموده و روزنامهء سفر خود را از ابتداى حركت از دهنهء رود سند تا انتهاى سفر روز به روز نوشته و الآن موجود است و ما همان را ترجمه نموده چون خالى از غرابت و لطف نيست بتمامه مىنگاريم .
مىتوان گفت كه نآرك اول ناخداى بزرگ و اول مسافرى است كه در درياى هند و ايران به اين تفصيل سفر كرده و از روى سفرنامهء او بود كه تقريبا چهارصد سال قبل پرتغاليها به خليج فارس آمدند بلكه مىتوان گفت كه به هدايت سفرنامهء نآرك انگليسها به خيال تصرف هندوستان افتادند . بهزعم بعضى از حكما و مورخين يونان مقصود اسكندر از مأمور نمودن نآرك به اين سفر دريا اين بود كه سواحل بلوچستان و كرمان و فارس و خوزستان و غيره را به دقت ملاحظه نمايد و معلوم كند كه مىتوان از مصر به ايران و هندوستان مراودهء تجارتى پيدا كرد يا نه . و شايد كه خيال اسكندر اين بوده كه ممالكى [ را ] كه مسخر نموده حدود آنها را كه به دريا منتهى مىشده مىخواسته است على التحقيق بداند . بههرحال نآرك مىنويسد :
اسكندر خيال داشت كشتيهاى زياد ترتيب داده خود بشخصه از دهنهء رود سند درياى هند و ايران را سير نمايد و در اين فقره اصرارى داشت . ولى چيزى كه عايق خيال او شد اين بود كه از دو چيز وحشت داشت : اول اينكه مبادا سفرش امتدادى يابد و به اين واسطه قشونى كه در ايران دارد بىنظم و متفرق شوند . ثانى اينكه مىترسيد باد مخالف ، كشتيهاى او را به ناحيهء غيرآباد لم يزرع ببرد يا به دريا غرق كند و پردهء تاريكى بر روى فتوحات روشن او كشيده شود . بنابر علل
هامش
( 2 ) -Ne ? arque