و از قيمت او مسجد مزبور را ساخت . علاوه بر مسجد ، كاروانسرائى هم در مقابل آن بنا نمود . زاويهاى هم ساخت . ولى يك ثلث قيمت جامه بعد از ساختن اين ابنيه باقى ماند . آن زن حكم كرد كه بقيهء تنخواه را در زير ستونى پنهان كنند كه هر وقت خرابى به مسجد روى دهد تنخواه را بيرون آورده به مصارف تعمير مسجد برسانند . اين بود كه چنگيز خان حكم به خراب نمودن مسجد كرد كه آن وجه را پيدا كند پيدا نشد .
در خارج شهر بلخ ، مقبرهء عكاشة بن محصن الاسدى از صحابهء حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله است . زاويهاى هم در حوالى اين مقبره هست . نزديك اين زاويه درياچهاى است كه درخت گردوى بزرگى در ساحل اين درياچه غرس شده . در فصل تابستان مسافرين در كنار درياچه و سايهء اين درخت آسايش مىكنند . شيخ اين زاويه موسوم به حاجى خورد است و از فضلاست . با ما سوار شد و مساجد و مقابرى كه در شهر بلخ بود به ما نمود . از جمله مقبرهء حزقيل نبى است كه در تحت قبهاى بسيار عالى بنا شده است و خانهء ابراهيم بن ادهم در بلخ است . خانهاى بسيار عالى است و از سنگ سفيد ساخته شده است . چون انبار غلهء زواياى بلخ در اين خانه بود و در آن بسته نتوانستيم داخل آنجا را تماشا كنيم » . انتهى .
بلد [ مع - مر ] :
اسم شهر كرج است كه ابو دلف آن را بنا نهاد و در حرف كاف ذكر آن بيايد . مرو الرود را نيز بلد گويند .
بلق [ مع - مر ] :
ناحيهاى است در زابلستان در خاك غزنه .
بلكيان [ مع - مر ] :
قريهاى است در دو فرسخى مرو .
بلوص [ مع - مر ] :
اسم كوهى است از براى اكرادى كه ايشان را بلادى است وسيع ميانهء كرمان و فارس و مجاورند با مردمان كوه قفص . و مردمان كوه قفص با آنكه وحشى و جنگجو و خونريزند و از كسى باكى ندارند از بلوصها مىترسند . بلوصها مكنتشان بيشتر از مردمان كوه قفص است و آدابشان نيز بهتر مىباشد و در زير چادر مىنشينند و چادرهاشان از پشم بز است .