بلخ از در استيمان در آمدند به جائى نرسيد و آن شهر را كه آنوقت در ايران و تركستان پايتخت و مركز همهء شهرها بود با خاك يكسان نمود .
گويند جز معدودى كه در شبستان مسجدى بودند تمام اهل اين شهر مقتول شدند .
امير تيمور گوركانى پس از فتح و تسخير بسيار متوجه بلخ شد .
امير حسين كه سابقا حكومت توران داشت و سمت مصاهرت امير تيمور او را حاصل يعنى الجاى تركان آغا خواهر امير حسين در حبالهء امير تيمور بود در آنوقت با امير تيمور راه مخالفت مىپيمود . اولا در قلعهء هندوان متحصن گرديد و بعدها چارهاى جز تمكين نديد . چنانكه در تواريخ مفصلا مسطور است مهم او كفايت شد و به دست ملازمان صاحبقران مقتول گرديد . آنگاه امير تيمور حكم كرد مردم از قلعهء هندوان به شهر بلخ روند و در آن موضع آغاز عمارت كرده متوطن شوند و هندوان را خراب و غنايم فراوان به دست لشكريان افتاد و چون در آنوقت ممالك امير تيمور را وسعتى حاصل و از معارض خالى شده بود ، در بلخ سرداران و بزرگان و وجوه مملكت ، او را بر سرير سلطنت نشانده صاحبقران ناميدند .
جلوس امير تيمور در دوازدهم رمضان هفتصد و هفتاد و يك هجرى اتفاق افتاد و پس از تمشيت امور بلخ عزيمت ماوراء النهر نمود .
شاه عباس بزرگ در سنهء هزار و شش هجرى به دفع طايفهء ازبك به هرات رفته آنها را قلعوقمع نمود و از يكطرف سرحد مملكت خود را بلخ و از سمت ديگر جزاير خليخ فارس قرار داد .
در سنهء هزار و صد و پنجاه و دو هجرى ، در زمانى كه نادر شاه مشغول فتح و محاصرهء قندهار بود ، رضا قلى ميرزا پسر نادر شاه بلخ را محاصره كرده متصرف شد . بعد از مراجعت نادر شاه از هندوستان ، چون والى بخارا شوريده بود ، نادر شاه از هرات به بلخ و از بلخ تا دوازده فرسخى بخارا رفت . بعد از آنكه والى بخارا اطاعت كرد نادر شاه بدون اينكه به بخارا رود مراجعت كرد .
در بعضى از تواريخ نوشتهاند كه بلخ مدتها پايتخت افراسياب بوده بعد از آنكه آرش از قلهء دماوند تير معروف را پرتاب نمود و جيحون سرحد ايران و توران شد افراسياب از بلخ مهاجرت نموده به تركستان رفت .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 432
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٤٣٢