لباس اهل بلد است . از نيشكرى كه در حوالى بلد به عمل مىآيد شكرى بدون تصفيه ساخته به تجار سند مىفروشند . در جبهخانه خان كلات شمشير و سربى ؟ و خنجر با نهايت بىامتيازى ساخته مىشود و طوايف اطراف به آنجا آمده ابتياع مىكنند . از سمت مكران به سواحل عربستان حبوبات ، نمد ، غالى كه در لوس به عمل مىآيد حمل مىكنند . نيز آهن و قلع و سرب و فولاد و مس به هندوستان مىبرند و در عوض قند و پارچههاى ابريشمى و زرى و چيت به بلوچستان مىآورند . فولاد بلوچستان به كابل و خراسان هم مىرود . از سمت سند و شكارپور ظروف چينى و تنباكو و قهوه و ترياك به بلوچستان وارد مىشود .
اهالى بلوچستان كلية به دو فرقه منقسم مىشوند : يك فرقه كه اصل بلوچ هستند در تمام نواحى غربى سكنى دارند . يك طايفه معروف به براهوئى ( براهئى ) در سمت شرقى هستند . عقيدهء خود بلوچها اين است كه از نژاد اعراب هستند . و ليك هيچ شباهت بدنى و صورى به عرب ندارند . قامت بلند و صورت درازى دارند . خوشگل ، قوى و رشيد و صاحب طاقت و خونخوار و دزد هستند و خونريزى و دزدى را صنعت بزرگ دانسته به اين صفات فخر دارند . عقايد مذهبى بلوچها طور غريبى است .
قسم پيرگيرى نزد ايشان عظيمتر از قسم خدا و رسول است و العياذ بالله تعالى نسبت ظلم به خدا مىدهند و مىگويند چندين هزار سال قبل كه خلقت آدم شد و اقطاع كرهء ارض را به ملل مختلفه تقسيم كردند در حق ماها ظلم شده . زيرا كه بدترين نقاط روى زمين را به ما دادند . لهذا غارت اموال اشخاصى كه در جاهاى خوب و آباد ساكنند بر ما واجب است . و نيز گويند اسم ما ابتدا « بلخت » بوده . وجه تسميه اينكه لخت به دنيا آمدهايم و در دنيا نيز استطاعت پوشيدن لباس نداريم و از كثرت استعمال بلخت ، بلوچ شده . بارى با اين عقايد باطله و اعمال شنيعه مهمان دوست و غريبنواز مىباشند . بيشتر خوراك اهالى نان گندم و جو ، برنج خرما ، پنير ، شير و اقسام حبوبات است . در اغذيه فلفل هندى و سير زياد داخل مىكنند . گوشت كمتر صرف مىنمايند . بيشتر بلوچها سنى مذهباند و به بعضى از عادات يهود نيز معتادند . جنگ ايشان با نيزه و تير و كمان است . لباس مردها غالب عبارت است از پيراهن كرباس سفيد يا آبى بلند و تا زانوى آنهاست و يك شلوار گشاد و يك عمامهء كوچكى هم دارند .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 437
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٤٣٧