دوازده هزار ذرع و اراضى اطراف شهر حاصلخيز و استعداد هر نوع زراعت دارد . حصارى دور شهر است كه تازه ساخته شده . در سمت شمال شهر اركى است محكم و اين شهر حاليه غير از شهرى است كه چنگيز خان و امير تيمور خراب كردند و اين شهر جديد را الحال سه مدرسه مىباشد .
كارخانجات نساجى در بلخ موجود است . مال التجارهاى كه از بخارا به هندوستان مىرود و از هندوستان به بخارا مىآيد از بلخ مىگذرد .
جريان رود آمو از ناحيهء بلخ است . جمعيت حاليهء شهر بلخ از هشت الى ده هزار مىباشد . به زعم اهالى آسيا قديمترين شهرهاى روى زمين بلخ است و بههمين واسطه او را ام البلاد مىنامند . در زمان قديم به عقيدهء بعضى بلخ يا ناحيهاى كه بلخ در آن واقع شده موسوم به باختر بوده و در آبادى همسرى به بابل و نينوا مىكرده است . ولى از قرار تحقيق در يك فرسخى شهر بلخ در قديم شهرى بود موسوم به باختر كه الآن خراب و جز بعضى تپه و پست و بلندى كه آثار آبادى قديم را مىنمايد رسمى از آن باقى نيست . پيشينيان عجم بلخ را از اماكن شريفه مىشمرده و در تكريم آن همان مبالغه را كه عرب و اهل اسلام در تكريم مكه دارند داشتهاند .
در تاريخ بلخ مسطور است كه وقتى آبادى و معمورى آن به درجهاى رسيد كه در نفس شهر و قرى در هزار و دويست جا نماز جمعه مىگزاردند و هزار و دويست حمام كدخداپسند در آن نواحى موجود بوده . از خواجه ابو نصر مسموع شده است كه در زمان تسلط چنگيز خان پنجاه هزار كس از سادات و مشايخ و موالى در بلخ مقيم بودند و چون چنگيز خان از آب آمو از معبر ترمد عبور كرده متوجه بلخ و نزديك آن شد جمهور مشاهير اهل بلد بانزل و پيشكشى به استقبال شتافته اظهار انقياد كردند . ولى چون سلطان جلال الدين خوارزمشاه زنده بود و علم مناقشت و مخالفت مىافراخت چنگيز خان بر انقياد اهالى بلخ اعتماد ننموده فرمان داد تا مردم به اسم و شماره از شهر بيرون آمدند و ايشان را بر لشكريان تقسيم نموده برنا و پير را به قتل رسانيدند و از عمارات و ابنيهء عاليه اثرى باقى نگذاشتند .
بالجمله شهر قديم بلخ كه چنگيز خان و امير تيمور خراب كردند در نزديكى شهر حاليه است و در خرابههاى آن مسجدى از بناهاى سلطان سنجر است و نيز در خرابهها بعضى آجرها يافت مىشود كه در روى آنها خطوط
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٤٢٥