مىكرد . بعضى ديگر را عقيده اين است كه بلخ را اسكندر ساخت و سابق نام آن اسكندريه بود . بالجمله ميانهء بلخ و ترمد دوازده فرسخ مسافت است و رود جيحون را رود بلخ مىگويند و در ده فرسخى بلخ جارى است .
احنف بن قيس در عهد خليفهء سيم اين شهر را فتح كرد و او از جانب عبد الله بن عامر مأمور به تسخير اين شهر شد . عبيد الله بن عبد الله حافظ گويد :
اقول و قد فارقت بغداد مكرها * سلام على اهل القطيعة و الكرخ
هوائى ورائى و المسير خلافه * فقلبى الى كرخ و وجهى الى بلخ
صاحب روضة الصفا « 7 » گويد در تذكرهء هفت اقليم مسطور است كه بلخ را كيومرث بنا نموده و كيكاوس آباد كرده و رودخانه بدانجا جارى كرد احنف بن قيس بلخ را گرفته خراب كرد و بعد از چندى نصر بن سيار كه از جانب بنى اميه در آن حدود امارت داشت دوباره آن را آباد كرد و قلعهاى كه بنا كرد هنوز به قلعهء هندوان معروف است . از ابنيهء قديمى آن يكى آتشكدهء موسوم به نوبهار است . وقتى كه لشكر چنگيز به خراسان آمد آبادى بلخ به درجهاى بود كه هزار و دويست مسجد و مصلى و معادل همين حمام داشت . گويند چون خبر ورود لشكر مغول به بلخ رسيد همهء امراء و حكماء و مشايخ شهر به استقبال چنگيز رفتند كه بلكه طورى كنند كه به نهب و قتل اين شهر نپردازد . فايده نكرد و شهر را به كلى خراب كرد .
و در ترجمهء معجم البلدان كه به زبان فرانسه است مىنويسد در اين عهد كه مائهء يازدهم هجرى است باز اين شهر آباد و خرابيهاى آن مرمت شده است . قلعهء آن به ارتفاع كوه قاف و خندقهاى آن به عمق بحر محيط است . ميوهء بلخ معروف بخصوص هندوانه و انگور و خربزهء آنكه نهايت ممتاز است . گويند خربزهء آن بقدرى بزرگ مىشود كه چهار دانهء از آن را بار يك شتر مىنمايند .
نيز در روضة الصفا مسطور است در عهد سلطان حسين بايقرا در
هامش
( 7 ) - لابد منظور روضة الصفاى ناصرى است . مير خواند صاحب روضة الصفا در سال 903 درگذشته و هفت اقليم در 1002 تأليف شده . رضا قلى خان هدايت هفت جلد روضة الصفا را ( كه جلد هفتم را نيز خواندمير نوهء دخترى مير خواند تكميلا و تتميما نوشته و افزوده ) با سه جلد ذيل آن تا حوادث سال هزار و دويست و هفتاد و چهار كه خود نوشته به نام روضة الصفاى ناصرى » چاپ كرده .