تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
يكى ديگر امير حسين بن امير غياث الدين است كه هرات و بلاد معظمهء خراسان او را شد . يكى ديگر ملك دينار است كه بلاد مكران و كيج مسلم او گرديد . يكى ديگر محمد شاه بن مظفر است كه يزد و كرمان و ورقو ( ابرقو ) را متصرف آمد . يكى ديگر قطب الدين تهمتن است كه جزيرهء هرمز و كيش و قطيف و بحرين و قلهات را مالك گشت . يكى ديگر سلطان ابو اسحاق است كه شيراز و اصفهان و مملكت فارس را محكوم خود كرد و مساحت اين مملكت چهل و پنج روز راه است . يكى ديگر سلطان افراسياب اتابك است كه ايذج و بعض شهرهاى ديگر را متملك شد . حال بازگشت مىكنيم به مطلب اول : « از بغداد بيرون آمده رفتم به محلى كه سلطان ابو سعيد بود . مقصودم اين بود كه وضع سفر پادشاه عراق را تماشا كنم و آنچه ملاحظه كردم اين است كه موكب سلطان وقت طلوع فجر حركت مىكند و وقت ظهر به منزل مىرسد و هنگام حركت هر اميرى با عسكر و طبل و علمى كه دارد مىآيد سر راه در محلى كه براى او معين شده از طرف يمين يا يسار مىايستند . همين‌كه جميع امراء حاضر شدند و صف كشيدند شاه سوار مىشود و طبل كوچ مىزنند و در اول رحيل ، هر اميرى مىآيد و به پادشاه تعظيم مىكند و برمىگردد به محلى كه بايد قرار بگيرد و كسانى كه جلو پادشاه مىباشند اول حجاب و نقبا هستند بعد اهل طربند و اين طايفه صد نفر و در لباسهاى خوب مىباشند و سوار اسبهاى شاهى مىشوند و جلو اهل طرب ده نفر سوارند كه ده طبل دارند و پنج نفر سوار ديگر كه پنج سرنا دارند كه ما آن را غيطه مىگوئيم . خلاصه شروع مىكنند به نواختن اين طبلها و سرناها . قدرى كه زدند دست نگاه مىدارند و ده نفر از عملهء طرب بناى نوازش مىگذارند . قدرى كه زدند دست نگاه مىدارند . باز دستهء پيش قدرى طبل و سرنا مىزنند باز دست نگاه مىدارند ده نفر ديگر از اهل طرب مشغول نواختن و به‌همين ترتيب عملهء طرب و طبال و سرناچى مىزنند تا ده نوبت چون نوبت دهم تمام مىشود به منزل رسيده‌اند و در عرض راه در چپ و راست پادشاه پنجاه نفر امير از بزرگان امراء حركت مىنمايند و پشت سر پادشاه صاحبان طبل و علم و بوق و