ترجيح مىداد . و چند گاهى اينطور بود تا سلطان ابو سعيد زن ديگر را مسماة به دلشاد خاتون تزويج كرد و با او محبت بسيار مفرطى پيدا كرد و از بغداد خاتون دورى نمود . لهذا بغداد خاتون از رشك و غيرت ، وقتى بعد از مواقعه با دستمالى كه آلوده به سم بود ابو سعيد را هلاك نمود و نسل او منقرض گرديد و امراى او بر ملك غالب شدند چنانكه در ذيل بيايد .
خلاصه چون امرا دانستند كه بغداد خاتون با سم ابو سعيد را مقتول كرده اجماع به قتل او نمودند و جوانى رومى موسوم به خواجه لؤلؤ كه از كبار امراء بود سبقت گرفته در وقتى كه بغداد خاتون در حمام بود وارد حمام شده دبوسى بر او زده او را بكشت و چند روز در آنجا افتاده بود و عورت او را با قطعهء پارچه مانندى كه از برگ درخت خرما ساخته بودند پوشيده داشتند و شيخ حسن ، عراق را مالك شد و دلشاد خاتون را تزويج نمود به عوض آنكه سلطان ابو سعيد بغداد خاتون زن او را تزويج نموده بود » .
ذكر كسانى كه بعد از سلطان ابو سعيد غلبه بر مملكت نمودند
از جمله شيخ حسن پسر عمهء سلطان ابو سعيد بود كه تمام ملك عراق را متصرف شد .
يكى ديگر ابراهيم شاه پسر امير سنيه كه موصل و ديار بكر را صاحب شد « 5 » .
يكى ديگر امير ارتنات كه بلاد تركمان معروف به بلاد روم را تملك نمود .
يكى ديگر حسن خواجه پسر تمورتاش بن چوپان است كه تبريز و سلطانيه و همدان و قم و كاشان و رى و ورامين و فرغان « 6 » و كرج را تصاحب كرد .
يكى ديگر امير طغاتيمور است كه بر بعضى بلاد خراسان غلبه يافت .
هامش
( 5 ) - ابن بطوطه : ابراهيم شاه پسر امير سنيته . . . و امير ارتنا . . . ( ترجمهء محمد على موحد بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 223 ) .
( 6 ) - شايد : فرهان ( - فراهان ) .