تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
از اين مىباشند كه تفوه به اين خرافات نمايند و بعد از آن‌كه دانستيم كه انسانى كه صانع اين صورت است خبر از غيب ندارد چگونه اين نسبت را به جمادى كه مصنوع او است خواهيم داد ؟ و دليل ديگر بر بطلان اين عقيده اين است كه اين صورت هر وقتى لابد رو به يك سمتى داشته پس همه‌وقت در آن عهد بايد دشمنى متوجه بغداد و قاصد او شده باشد . بارى خطيب گويد سر اين قبه در سنهء سيصد و بيست و نه در روزى كه باران شديدى مىآمد و رعدها مىغريد افتاد و اين قبه تاج بلند و علم بغداد و يكى از مآثر بنى عباس بود و از زمان بنا تا وقت سقوط آن زياده از صد سال بود . بالجمله منصور درهاى اين شهر را از واسط آورد و اين درها را حجاج از شهرى كه در حوالى واسط و معروف به دندور بود به واسط آورده و مشهور است كه شهر مسطور را حضرت سليمان عليه السلام بنا كرده و به دروازهء خراسان درى نصب كرد كه از شام آورده بودند و كار فراعنه بود و در دروازهء كوفه را از كوفه آوردند و كار خالد قسرى بود و اين شخص درى براى دروازهء شام ساخته كه كوچكترين درهاست و از اين دروازه احدى از اعمام منصور و غيرهم سواره داخل نمىشد مگر داود بن على عم منصور . زيرا كه او نقرس داشت و او را با محفه حمل مىنمودند و غير از محمد مهدى پسر منصور كه آن هم سواره وارد مىشد . و دو قنات يكى از نهر دجيل كه منشعب از دجله است و يكى از نهر كرخايا كه از فرات سوا شده منصور به بغداد برد و راه اين دو قنات را با سنگ و آجر بساخت و در همهء كوچه‌هاى بغداد از اين دو قنات آب جارى نمود و در زمستان و تابستان دايم جميع كوچه‌هاى بغداد آب داشت . بعد منصور هر قطعه از بغداد را به يكى از اصحاب خود واگذاشت كه آن را آباد نمايد و رقعه و بقعهء آن را رفيع و وسيع نمود و كتاب در توصيف بغداد تصنيف شد و اسم قطعات آن را آن‌قدرى كه من يافتم به ترتيب حروف تهجى نگاشته‌ام .