اى مقلاص بيرون بيا . مردم از مقلاص خودشان حذر مىكنند و مقلاص من با من در خانه است . عموها و اقارب كه اين را شنيدند ساعتى از روى مزاح مرا به اين لقب خواندند . بعد از آن اين لقب را نشنيدم تا هذه الساعة .
و دانستم كه امر اين شهر به دست من صورت مىگيرد . خلاصه بعد از آن اساس شهر و باروى آن را محكم كرد و كسى كه از طرف مشرق به بغداد مىآمد از دروازهء خراسان وارد مىشد و آنكه از حجاز آمده بود از دروازهء كوفه داخل مىگرديد و آنهائى كه از مغرب مىآمدند از باب السلام ورود مىنمودند و كسانى كه از فارس و اهواز و واسط و يمامه و بحرين آمده بودند از دروازهء بصره داخل مىشدند . و گويند منصور در سر بناى بغداد ده هزار هزار دينار خرج كرد و خطيب روايت كرده كه منصور در ساختن جامع بغداد و قصر الذهب كه در آن است و درها و بازارها چهار هزار و هشتصد و هشتاد و سه درهم خرج كرد . زيرا كه نرخ اجناس در كمال ارزانى بود چنانكه گوسفند يكى يك درهم و خرما شصت رطل يك درهم و گوشت گاو نود رطل يك درهم و گوشت گوسفند شصت رطل يك درهم و عسل ده رطل يك درهم بود و از اين جهت مزد بنا و عمله هم بسيار ارزان و كم بود . و گويند مسافت ميان هردو دروازه يك ميل بود و در هر رشته ديوارى از ديوارهاى شهر صد و شصت و دو هزار خشت جعفرى كار شده بود .
ابن شروى گويد قطعهاى از ديوار شهر [ را ] كه پهلوى دروازهء محول بود خراب كرديم خشتى يافتيم كه روى آن نوشته بودند وزن اين خشت صد و هفده رطل است . ما آن خشت را وزن كرديم همانطور بود كه نوشته بودند . و گويند منصور چنانكه ذكر شد بغداد را مدور بنا كرد و خانهء خود و مسجد جامع را در وسط آن قرار داد و قبهء سبزى بالاى ايوانى كه هشتاد ذراع بلندى داشت بنا كرد و در سر قبه مجسمهء بتى ساخت به شكل سوارى كه نيزه در دست داشته باشد و هر وقت دشمنى از جانبى متوجه بغداد مىشد آن صورت ، نيزه را به آنجانب دراز مىكرد و خليفه آگاه مىشد . چيزى نمىگذشت كه خبر آن دشمن مىرسيد .
ياقوت گويد اين روايتى است كه خطيب ذكر كرده و از محالات و كذب محض است و از اين قبيل دروغها نسبت به سحرهء مصر و طلسمات بليناس دادهاند و اينها تخيلات زمان جاهليت است . اما اهل اسلام اجل
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٣٨٥