بود بر جانب غربى دجله عمارتى بيشتر بنا كرد پسرش مهدى دار الخلافه را بهطرف شرقى آورد و چون نوبت خلافت به پسرش هارون الرشيد رسيد در اتمام آن سعى بليغ نمود و به مرتبهاى رسانيد كه طولش چهار فرسنگ و عرضش يك فرسنگ و نيم شد . و در عهد پسرش المعتصم بالله محمد بن هارون دار الخلافه را به سامره بردند و علت اين بود كه او را غلامان بسيار بودند و بغداديان از ايشان به زحمت افتاده بودند و در سامره عمارات عاليه ساختند و بعد از او ، اولاد و احفادش هفت خليفه واثق ، متوكل ، مستنصر ، معتز ، مهتدى ، معتمد همه به سامره دار الخلافه داشتند تا المعتضد كه شانزدهم خليفه بود دار الخلافه را باز به بغداد آورد و بعد از او تمامت خلفا متابعت كردند و دار الخلافه آنجا داشتند . و پسرش المكتفى بالله على بن المعتضد دار الشاطبيه و جامع طرف شرقى ساخت .
و چون خلافت به المستظهر بالله رسيد براى آن خندق و باروى آجرى بساخت . دور بارو بهطرف شرقى كه آن را حرمين خوانند هجده هزار گام است و چهار دروازه دارد و محلهاى است بهطرف غربى كه آن را « كرخ » خوانند و باروى آن دوازده هزار گام است . محله و اكثر عمارات شهر از آجر است آب و هواى درست دارد و به گرمى و نرمى مايل است و شمالش گشوده و غريب و شهرى را سازگار بود و با مزاج زنان موافقتر است .
و اكثر اوقات در آنجا ارزانى بود و قحط و غلا به ندرت اتفاق افتد و در آن وقت نيز به كلى نايافت نبود اما گران باشد . ميوههاى آن هرچه گرمسيرى باشد بسيار و نيكو است از جمله خرماى مختوم و خستاوى و نار دراجى و انگور مورتى كه مثل آن جاى ديگر نيست اما آنچه سردسيرى باشد و چندان خوب نمىشود غله و پنبه است و ساير حبوبات بسيار خوب است چنانكه اغلب اوقات يك من تخم بيست من ريع مىدهد و از نيكوئى نشو و نما در آنجا درخت گز چنان بزرگ مىشود كه دو سه باع دور ستونش مىباشد « 1 » و درخت خروع « 2 » چنان بزرگ مىگردد كه مردى بر شاخش مىنشيند و نمىشكند . شكارگاههاى نيكو و فراوان دارد .
شكار بسيار و زمين هموار و علفخوارهاى نيكو و سازگار و غلهء آن ملك را تا از قوهء نشو و نما نخورانند ريع نيكو ندهد و بدين سبب چهارپايان
هامش
( 1 ) - ستون درخت ، تنهء آن مىباشد ( ا ع ) .
( 2 ) - خروع درخت و برگ بيد انجير است كه گياهى است طبى ( كرچك ) .