تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
شده . نيز گفته‌اند منصور شخصى نزد هاشميين فرستاد كه موضعى براى او مشخص كنند كه در آن موضع شهرى بنا كند كه آن موضع چند صفت داشته باشد : اولا واقع در ميانهء ملك و بعدها مناسب حال عامه و لشكرى باشد . موضعى نزديك به بار ما كه جامع صفات منظوره بود مشخص كرده براى منصور وصف نمودند خود به آن موضع آمده و يك شب در آن محل بيتوته نموده آنجا را خوش هوا و باصفا يافت . آنگاه با جماعتى كه يكى از آنها سليمان بن مجالد و يكى ابو ايوب موريانى و يكى عبد الملك بن حميد كاتب بود مشورت نموده گفت راى شما در باب اين موضع چيست ؟ گفتند خيلى خوب است . منصور گفت بلى خوب است . اما براى رعيت رفاهيت در اين محل حاصل نخواهد شد و من موضعى مىدانم كه متاع و خيرات بر و بحر بدانجا حمل مىشود . مىروم يك شب در آنجا سر مىكنم . اگر شب آن هم خوب و موافق بود آنجا را اختيار خواهم نمود . گويند به موضعى كه بغداد بنا شده آمد و از نقطه‌اى كه معروف به قصر السلام بود از دجله عبور كرده نماز عصر را در آنجا خواند و اين در فصل شدت گرما بود و در اين محل كليسيائى از ترسايان بود . خلاصه منصور شب در آن محل بيتوته كرده و روزى هم توقف نمود . هم شب و هم روز آن را بسيار نيكو يافت و جز خوبى در آن چيزى نديد گفت اينجا صلاحيت خيال و مقصود مرا دارد . زيرا كه خيرات فرات و دجله و انهار ديگر و اصل به اين محل است و چنين جائى بايد باشد كه لشكر در آن بتواند آسوده سر كند . آنگاه امر كرد موضع مقصود را خطى كشيدند و اندازهء شهر را مشخص كردند و خشت اول را منصور به دست خود به زمين نهاد و گفت : « بسم الله و الحمد لله و الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين » « 1 » . بعد سايرين مشغول بناى شهر بغداد شدند . سليمان بن مختار گويد منصور با دهقان بغداد در بناى شهرى كه منظور او بود مشورت نمود . آن دهقان گفت عقيدهء من اين است كه خليفه ، بغداد را اختيار كند . زيرا كه واقع مىشود ميانهء چهار
هامش
( 1 ) -قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ . . .( سورة الاعراف آيه 128 ) .