را دوست مىدارى ؟ گفت چگونه دوست دارم مردى را كه در بعضى از يك روز دو هزار و پانصد نفر از قوم من كشت و آنقدر از مردم ديگر به قتل رسانيد كه كسى نماند كه عزاى كسى را بگيرد و هر خانه را گرفتار كرد به مصيبت .
بالجمله بعد از آنكه بصره مصفى و اين غايله رفع شد حضرت روانهء كوفه شدند » . انتهى .
ابن بطوطهء طنجى در تحفة النظار گويد : « بعد از زيارت مشهد حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام روانهء بصره شدم و اين سفر را با طايفهء سنگينى از عرب خفاجه « 1 » بودم و اين طايفه را شوكت عظيمى است و در آن اقطار جز مسافرت به همراهى ايشان ممكن نيست و من شترى به واسطهء امير اين قافله شامر بن دراج الخفاجى كرايه كرده و از نجف بيرون آمده به خورنق رسيدم . و اين موضعى است كه نعمان بن منذر و پدران او كه ملوك بنى ماء السماء بودند در آن سكنى داشتند و عمارتى و بقاياى قبههاى بزرگ در دشت وسيعى در حوالى فرات در خورنق موجود است . و از اينجا نيز روانه شده بعد از طى منازل به بصره رسيدم و در رباط مالك بن دينار منزل كردم و دو ميل به شهر مانده بنائى عالى شبيه به قلعهاى ديدم . پرسيدم اين بنا چيست ؟ گفتند مسجد حضرت على بن ابى طالب عليه السلام است و بصره طورى سابق بزرگ و وسيع بوده كه اين مسجد در وسط شهر واقع بوده و الآن دو ميل دور از شهر است و ديوار قديم شهر حاليه نيز دو ميل دور است و بصره ميان اين ديوار و مسجد واقع است يعنى از يكطرف به مسافت مذكوره مسجد و از يكطرف ديوار است و شهر بصره يكى از امهات بلاد عراق است و از شهرهاى مشهور وسيع بسيار خوب و صاحب باغات و بساتين و فواكه كثيره و خضرت و نضارت آن زياد است . زيرا كه محل اجتماع و اتصال درياى شور و شيرين مىباشد و در دنيا جائى كه بيشتر از بصره نخل داشته باشد نيست و چهارده رطل عراقى خرما در بازار بصره به يك درهم به فروش مىرسد و درهم ايشان ثلث نقره است و عسلى از خرما مىسازند كه آن را « سيلان » مىگويند كه پاكيزه و گويا شربت است . و بصره سه محله است : يكى محلهء هذيل كه بزرگ آن محله شيخ فاضل علاء الدين بن
هامش
( 1 ) - خفاجه قبيلهاى است از بنى عامر ( ا ع ) .