كرده . بعضى ديگر گويند از اين جهت به اين اسم موسوم شده كه براى نيشابور به منزلهء ظهر است و ظهر را در فارسى پشت گويند . و اين پشت ناحيهاى است كه دار الملك آن طرثيث است و مشتمل بر دويست و بيست و شش قريه مىباشد . از جملهء آن قرى يكى كندر است كه وزير ابو منصور عميد الملك كندرى منسوب بدان مىباشد . و اين بشت را به سبب كثرت فضلاء و ادبائى كه دارد بشت العرب هم مىگويند . جماعتى از اهل فضل منسوب به اين ناحيهاند .
بشتنقان [ مع - مر ] :
به ضم باء و سكون شين و فتح تاء و كسر نون يكى از قرى و متنزهات نيشابور است و فاصلهء او تا شهر نيشابور دو فرسخ است .
بشتنفروش [ مع - مر ] :
به ضم باء و سكون شين و فتح تاء و سكون نون و ضم فاء و آن را بشتفروش هم گويند بدون نون . الكهاى است از اعمال نيشابور كه آن را بشتاسف ( گشتاسب ) احداث كرد . صد و بيست و شش قريه دارد .
بشتير [ مع - مر ] :
به ضم باء و سكون شين و كسر تاء موضعى است در بلاد گيلان . شيخ زاهد صالح ابو محمد عبد القادر بن ابى صالح الحنبلى البشتيرى منسوب به اين موضع است . شيخ مذكور رفت به بغداد و در نزد ابو سعيد مخزومى و در مدرسهء او كه نزيك دروازهء ازج بود تحصيل فقه كرد و همينكه ابو سعيد درگذشت عبد القادر بهجاى او قرار گرفت و مدرسه را وسعت داد . ورع و تقواى او چندان بود كه عوام و خواص اهل بغداد بر آن اتفاق عظيمى كردند . مردم را موعظه مىنمود تا در هشتم شهر ربيع الاول پانصد و شصت و يك درگذشت و در همان مدرسه مدفون شد . تولد او در سنهء چهارصد و هفتاد بود كه مدت عمر او نود و يك سال مىشود .
بشكان [ مع - مر ] :
به كسر باء از دهات هرات است .
بشم [ مع - مر ] :
به فتح [ باء ] و سكون شين موضعى است ميانهء رى و طبرستان .
هواى سردى دارد .