ممتاز و در هيچ نقطهء ايران اينطور كفش و چكمه نمىدوزند . جمعيت شاهرود و بسطام مركب از مازندرانى و خراسانى و تركمن و هواى آن سالم و بعضى هواى بسطام را لطيفتر و بهتر از هواى شاهرود دانستهاند .
آبهاى شاهرود و بسطام در صافى و خنكى و سبكى و خوبى معروف است . اسبهاى تركمانى را كه از ميان طوايف تركمان تكه و مروى بهسمت استراباد و مازندران و طهران و ساير بلاد ايران مىبرند در شاهرود و بسطام بيع و شرى مىكنند . پنبهء بسطام معروف است . ايالت بسطام و شاهرود از ده ملا شروع و به عباسآباد منتهى مىشود . حاكم غالبا در بسطام مىباشد . زيرا كه در شاهرود مله « 1 » زياد است و هركس - خاصه غربا - را كه بگزد قتال است . ناحيهء بسطام و شاهرود را چهل قريه مىباشد . اسكندر وقتى كه از مازندران دارا را تعاقب نمود به شاهرود و بسطام رسيده چندى در آنجا توقف نمود و بعدها بهسمت تركستان راند . در شمال شاهرود كوهى است واقع در سمت جنوب و مغرب دشت . تابستانها هواى شاهرود گرم است . شخصى از تجار شاهرود و بسطام مىگفت سالى سى هزار بار شتر پنبه از شاهرود خارج مىشود .
ابن بطوطهء طنجى كه از شاهرود و بسطام عبور نموده در سفرنامهء خود موسوم به تحفة النظار همينقدر نوشته است كه من از نيشابور به بسطام سفر كردم . بسطام مولد بايزيد و قبر او نيز در همين شهر زير گنبدى است كه مقبرهء يكى از فرزندان امام جعفر صادق عليه السلام است . قبر شيخ ابو الحسن خرقانى هم در بسطام است . مدت توقف در بسطام در زاويهء شيخ ابو سعيد بسطامى سر مىنمودم . انتهى .
بايزيد بسطامى از مشايخ كبار عرفاء و در نزد اين سلسله معروف به قطب العارفين است موصوف به كرامات و خوارق عادات و اين رباعى منسوب به اوست :
اى عشق تو كشته عارف و عامى را * سوداى تو گم كرده نكونامى را
شور لب شيرين تو آورده برون * از صومعه بايزيد بسطامى را
هامش
( 1 ) - حشرهء گزندهاى است كه غريبگز هم خوانده مىشود .