شرح منقول از سفرنامهء خراسان متعلق به بسطام
شاهرود قصبهاى بسيار معتبر است و زياده از دو هزار خانوار مسكون دارد و تجار معتبر از خارجه و داخله در او ساكنند و دو سه حمام و كاروانسرا دارد و باغات او بسيار مرغوب و زياد مطلوب است .
آب خالصه مشهور به جلالى كه زياده از پنج شش سنگ است از وسط قصبهء مزبور مىگذرد و بدان سبب كوچهها همه پردرخت و منظف است .
از شاهرود به استراباد و بجنورد و نردين راه است و در هنگام ضرورت مىتواند از اهالى ايشان مدد بخواهد يا براى ايشان مدد بفرستد . چون راه خوفناك خراسان عمده از شاهرود به مزينان است هميشه در اينجا سوار و توپخانه موجود است و قافلهء زوار را بدون آسيب به مزينان مىرساند و مراجعت مىدهد . اگرچه به حمد الله تعالى حال از يمن توجهات اولياى دولت راه در نهايت امن است و احتياج به سوار و پياده نيست . ولى محض ملاحظه دزد تركمان ملاحظه را از دست نمىدهند . در صحرا و فاصلهء قراى شاهرود چنانكه در تمام مملكت خراسان به فاصلهء هر هزار قدم از زمان قديم برجها ساختهاند كه محض قراولى بوده و حال غير مسكون است و اغلب آنها خراب ان شاء الله در ظل عطوفت همايونى اندك وقت ديگر مردم اين نواحى اسم اين طايفهء وحشى را فراموش خواهند نمود و احتياج به قراولخانه و مستحفظ نخواهد افتاد . در جبال شاهرود و بسطام معدن سرب و مس بسيار است . بسطام در دامنهاى واقع است كه دو طرف او كوه و جمعيت و آباديش كمتر از شاهرود است . ولى عماراتش نيكوتر و عالى بناتر از شاهرود مىباشد و اركى قديم دارد كه محل نشيمن حاكم است . آب و هواى او در نهايت اعتدال و نيكوئى است و در خاكش يك نوع فرحى است كه در كمتر بلاد ديده شده است و زمينش حاصلخيز و سرورانگيز مردمانش همه با ذوق و خوش حالت و همه وقت عرفاء و حكماء و صلحاء در ميان ايشان بودهاند از جمله سلطان بايزيد رحمة الله عليه است كه در داخل شهر در مقابل ايوان و مقبره و