گويند اين صورت تمثال زردشت است و شك نيست كه اين تماثيل در عهد بهرام بن شاپور كه بانى كرمانشاه است ارتسام يافته و دو صورت تصوير او و پدر او شاپور است و حلقهاى كه در دست ايشان است شايد علامت كرهء زمين باشد و از افتادن عسكر رومى به آن هيئت اشاره به زوال و انحطاط دولت روم نموده باشند .
بالجمله صورتهاى طاق بستان را طورى استادانه ساختهاند كه محل حيرت و در خاطر مىخلد كه اينها نتيجهء هنر صنعتگران روم و يونان باشد كه به خواهش پادشاه ايران ساخته باشند و سنگى كه اين طاقها را از آن بيرون آوردهاند چنان صلب و خالى از منفذ و شكاف است كه اصلا نباتات از آن نمىرويد . اينها اطلاعات سفر اول مؤلف بود كه به شهود و ملاحظهء كتب جغرافى و تواريخ ايران و فرنگ حاصل كرده و ثبت داشت . اما سفر ثانى معلوماتى بيش از آنچه در سفرنامهء مباركهء عتبات به قلم معجز شيم خسروانى مرقوم است نه مؤلف را نه ديگرى را حاصل نيست لهذا به همان شرح اقتصار نموده تيمنا مىنگارد و هو هذا :
شرحى كه در باب طاق بستان در كتاب سفرنامهء همايونى مسطور است
« روز يكشنبه پنجم شعبان : امروز صبح به كالسكه نشسته به طاق بستان يا طاق بسطام رفتيم . حاجى محمد حسين معين التجار و امين الرعاياى قزوين كه به عتبات رفته بود مراجعت كرده است كنار كالسكه به حضور آمد . حسام السلطنه « 5 » عماد الدوله ، ساير در ركاب بودند بهسمت شمال عماديه « 6 » رانديم همهجا خيابان است راه كالسكه خوب بود . دو طرف خيابان را بيد كاشتهاند . از عماديه به آنجا تقريبا يك فرسخ است . قدرى به طاق
هامش
( 5 ) - حسام السلطنه سلطان مراد ميرزا فاتح هرات پسر عباس ميرزا بود . در سفرى كه ناصر الدين شاه به عتبات مشرف شد وى وظيفهء حراست اردو را بر عهده داشت . سلطان مراد ميرزا سالها در حكومت خراسان و فارس گذراند و سرانجام در سال 1292 كه به عنوان حاكم خراسان در مشهد مستقر بود درگذشت .
( 6 ) - عمارات مستحدثهء امامقلى خان عماد الدوله .