بسطام مانده خيابان تمام مىشود . بايد ان شاء الله قدغن كنم بسازند متصل كنند . يك خيابان هم از طاق بسطام تا شهر كرمانشاهان ، عماد الدوله ساخته است . قريهء بسطام متصل به طاق و سراب است . بسيار ده كثيفى است كه فى الحقيقه مايهء تضييع طاق و سراب شده است . اين آبادى را بايد از اين محل تغيير داده و دور تر ببرند . عماد الدوله در جلو طاق حوضهاى بزرگ ساخته و آبشارها قرار داده است . در موسم زيادى آب گفتند قريب سيصد سنگ آب از اين چشمهها جارى است و از اين آبشارها به صحرا مىريزد حالا آب چشمهها كم است واقعا در فصل بهار اينجا بايد خيلى باروح و باصفا باشد .
خلاصه دو طاق حجارى شده است يكى بزرگتر است و طاقى هلالى در ميان سنگ تراشيدهاند . ارتفاع آن تخمينا شش ذرع مىشود . عرض و طول هم بههمين نسبت . خيلى اثر بزرگى است . در عصر خسرو پرويز ساخته شده است . در سطح مواجه ايوان در قسمت پائين تمثال خسرو را با لباس حرب و اسلحه سواره مجسما از سنگ بيرون آوردهاند . هيئت و اندام سوار و اندازه و قوارهء اسب از طبيعت حاليه بزرگتر است . نيزه در دست خسرو است . تركش تيرى دارد . پاى چپ اسب كه برجسته از سنگ بيرون آورده بودند از موضع ران نمىدانم به دست كدام بىمروت بىتربيت شكسته شده است شايد در استيلاى عرب اينطور كرده باشند .
يك دست خسرو را هم كه نيزه گرفته است و قدرى از سر اسب شكسته شده است . بدين شكستگى ارزد به صد هزار درست . اينطور حجارى و نقاشى به اين صحت و درستى مىتوان ادعا كرد كه كمتر ديده شده است . اعضاء متناسب اندام درست نكات همهجاى خود به كار رفته . حالا محال است كسى بتواند اينطور حجارى كند . دم اسب را طورى قلم زده است كه موبهمو شمارده مىشود . اسب هم زرهپوش است و حلقههاى زره را چنان نموده و با يكديگر پيوسته است كه ملاحظهء آن حيرتانگيز است . زين و برگ اسب به زين فرنگى شبيه است ساغرى اسب باز و نمايان است . منگولههاى زيادى چنانكه كردها حالا رسم دارند در سر و گردن اسب هست و دو منگولهء ديگر خيلى بزرگ و بلند از دو طرف از عقب آويخته است بهجاى تركبند يا عوض ركاب يا محض زينت بوده است .
صفحهء بالاى اين تمثال باز صورت خسرو است ايستاده است . شمشير
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٣٤٣