تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
يكديگر ايستاده و دستهايشان به قبضهء شمشير است . ريش و زلف آنها مجعد مىباشد . درجهء حجارى اين طاق خيلى پست‌تر از طاق اول است . دقايق و نكات علم نقاشى در حجارى اين طاق بر خلاف طاق اول مطلقا ملحوظ نيست . دو لوح به خط پهلوى در دو طرف اين دو صورت ارتسام يافته سمت راست شاپور دويم معروف به ذو الاكتاف پسر هرمز ثانى و در طرف چپ بهرام پسر شاپور است . سيلوستر دوساسى « 2 » كه از علماى فرانسه و در خواندن خط پهلوى مهارت كامل دارد اين خط را خوانده و ترجمه كرده به واسطهء ترجمهء او معلوم شده كه اين دو صورت شبيه شاپور ذو الاكتاف و بهرام پسر اوست و يكى از دو ترجمه اين است : « اين صورت بندهء خداى شاپور عزيز شاهنشاه ايران و انيران است كه از سلسلهء آسمانى پسر بندهء خداى هرمز عزيز شاهنشاه ايران و انيران از سلسلهء آسمانى پسر بزرگ شاهنشاه نرسى عزيز است » . همين‌طور بعينه شرحى در باب بهرام نوشته الا اين‌كه بهرام را « وراهرام » پسر شاپور و پسرزادهء هرمز مىنويسد : مؤلف گويد اين ترجمه را به ملا فيروز كه يكى از علماى فارسى مذهب و در بمبئى است « 3 » نمودم گفت ترجمه صحيح است و لفظ انيران را به كفار ترجمه كرد به اين معنى كه لفظ اير در پهلوى به معنى مؤمن است و ايران يعنى مؤمنان و همزه و نون كه بر سر آن درآيد چون لاى نفى عربى و سانسكريت يونانى انتفاى معنى كلمات نمايد لهذا انيران به معنى غير مؤمنان مىشود و غير مؤمن كافر است « 4 » . در طرف ديگر صورت دو پادشاه است كه دست در يك حلقه دارند و بر زبر يك نفر عسكر رومى كه بر روى افتاده است ايستاده‌اند و به اندك فاصله صورتى مرتسم است كه منطقه‌اى از نور دور سر او ساخته‌اند و
هامش
( 2 ) -Silvestre de sacy .( 3 ) - ملا فيروز پسر ملا كاوس يزدانى در هند متولد شده بعد در ده سالگى به ايران آمده و نزديك به دوازده سال تحصيل كرده و به هند بازگشته . از تأليفات او مجموعهء مجعولى است به نام « دساتير » و منظومه‌اى حماسى موسوم به « جارج‌نامه » در مدح جرج سوم پادشاه انگليس ( ر ك به مقدمهء لغت‌نامهء دهخدا مقاله پور داود و لغت‌نامه دهخدا ذيل عنوان فيروز فارسى ) . ( 4 ) - كلمهء انيران مركب از ا - ن - ايران . حرف الف حرف نفى است كه بر سر كلمهء ايران آمده يعنى غير ايرانى . حرف نون حرف لينه است بين دو حرف مصوت .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 341 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى