يك نفر اگر عالم به زبان و خط روسى باشند . در بازارهاى قراباغ هر نوع متاع پيدا مىشود . حمامهاى بسيار خوب در قراباغ هست . مدارس زياد در شهر بنا نمودهاند . مدرسههاى اطفال تاتار در حوالى مساجد مىباشد .
از عمارات قديمه كه در شوشه هست در حوالى دروازهاى كه به گنجه مىرود عمارت خرابى است متعلق به يكى از صباياى مهديقلى خان والى سابق گنجه . اسبهاى خوب قراباغى معروف دنياست . وجه اينكه در اينجا اسب خوب يافت مىشود اين است كه بعد از قتل نادر شاه ، پناه خان جوانشير « 3 » ايلخى نادر را غارت كرد . اسبهاى معروف قراباغ از تخمهء همان ايلخى است . پارچههاى ابريشمى سرخ رنگ معروف به جاجمز در قراباغ بافته مىشود . اهالى قراباغ خاصه ارامنه به واسطهء تجارتى كه با بعض بلاد ايران دارند بسيار متمول مىباشند . ايالت قراباغ كه حالا سكنهء آن تاتار و ارامنه هستند سابقا در حكومت بلكه سلطنت ارامنه بوده و ولات آنجا كه ارمنى و از طايفهء ابا ملك بودند به ايران خراج مىدادند و سه برادر از اين طايفه بعد از فوت پدر بهطور تقريب از سنهء هزار و صد و سى الى هزار و صد و چهل متفقا حكمرانى قراباغ مىنمودند . برادر مهتر كه وفات نمود ميان دو برادر ديگر نفاق و نزاع درگرفت و اهالى قراباغ به هردو شوريدند . پناه خان جوانشير از طايفهء تاتار كه در كوهستان اطراف قراباغ ساكن بود فرصت غنيمت شمرده جمعى را جمع و قراباغ را محاصره كرد و بعد از طول محاصره شهر را مفتوح نمود و واليگرى قراباغ از ارامنه منتزع و مسلمانان راشد . پناه خان معاصر نادر شاه و خراجگزار او بود . قلعهء شيشه يا شوشه از بناهاى پناه خان است . بعد از فوت او ابراهيم خان پسر او بهجاى پدر حكمرانى يافت . در سنهء هزار و هفتصد و نود و چهار مسيحى مطابق هزار و دويست و نه هجرى ابراهيم خان علم عصيان برافراشته خراج معمول را به دربار شاه سعيد شهيد آقا محمد شاه - طاب الله ثراه - ارسال نداشت . آن شهريار عظيم الاقتدار به جهت تنبيه او قشونى به قراباغ كشيده مدت محاصره به طول انجاميد . چون فتح تفليس در نظر بود از حوالى شوشه نهضت فرموده و به تفليس رانده آنجا را مفتوح نمود و در سنهء هزار و هفتصد و نود و شش مسيحى مطابق
هامش
( 3 ) - پدر ابراهيم خليل خان . ظاهرا سكهء معروف به پناباد ( پناهآباد ) منسوب بدين شخص است .