آن را صيد كرده و نمك مىزنند و حمل به بلاد بعيده مىنمايند . دو جنس ماهى ديگر در نهر كر مىباشد يكى موسوم به دواقن و يكى به عشب و اين دو جنس ماهى در آن صفحات بهتر از ساير اجناس ماهيهاست . و دروازهاى است بردعه را معروف به دروازهء اكراد . نزديك اين دروازه بازارى است وسيع مشهور به بازار كركى و اتساع اين بازار يك فرسخ در يك فرسخ است . روزهاى يكشنبه اين بازار داير است و از اطراف عالم حتى از عراق مردم به اين بازار مىآيند و در اين روز به خريد و فروش مشغولند و اين بازار از بازار كوبه ( كورشره ) بزرگتر است و لفظ كركى كه اسم بازار است « 1 » در آن حدود بالغلبه علم شده براى روز يكشنبه كه اين بازار در آن روز داير است . چنانكه در شمارهء ايام هفته مىگويند جمعه ، شنبه ، كركى ، دوشنبه ، سهشنبه ، چهارشنبه ، پنجشنبه . بيت المال بردعه به رسم شام در مسجد جامع [ . . . ] و اين بيت را سقفى است با سرب محكم شده و درى دارد از آهن و سقف را بر روى نه ستون قرار دادهاند . عمارت دار الحكومه پهلوى مسجد جامع است و بازارهاى شهر در داخل شهر است .
ياقوت حموى گويد اين صفت قديم بردعه است كه اصطخرى ذكر كرده و الآن از اوصاف مذكوره چيزى باقى نيست الاقليل آبادانى شبيه به دهى و من در آذربايجان با مردم بردعه ملاقات كرده احوال اين شهر را از ايشان پرسيدم . گفتند آثار خرابه زياد در آن است و قليل جمعيتى دارد در كمال پريشانى و فلاكت ، خانهها خراب شده و اوضاع ديگرگون .
فسبحان من يحيل و لا يحول و يزيل و لا يزول . از بردعه تا جنزه - كه گنجه باشد - نه فرسخ است . مسلم بن وليد در مرثيهء زيد بن مزيد كه در بردعه وفات كرده گويد :
قبر ببردعة استسر ضريحه * خطرا تقاصر دونه الاخطار
اجل تنافسه الحمام و حفرة * نفست عليها وجهك الاحجار
هامش
( 1 ) - لفظ كركى به معناى بازار نيست بلكه مأخوذ است از كلمهء يونانى كورياكوس به معنى « روز خدا » . روز يكشنبه را « كركى روز » مىخواندند . اكنون نيز روز يكشنبه را در انگلستان و آلمان و فرانسه به اسامى مختلف ولى مشترك المعناىSundayوZuntag( روز مهر - ميترا - خدا ) وDimanche( روز دومى نيك - خدا ) مىخوانند ( ر ك سرزمينهاى خلافت شرقى ص 191 و كاروند كسروى ص 464 ) .