تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
گندم و كتان آنجا به عمل مىآيد . اهالى گله زياد دارند و تربيت كرم ابريشم مىنمايند . امير تيمور گوركان زياد مايل هوا و صفاى قراباغ بوده . قلعهء كاخ « 2 » كه محبس اسماعيل ميرزا پسر شاه طهماسب صفوى بوده همين قلعهء شوشه است كه مخروبه شده و مجددا پناه خان آباد كرده . البته در تواريخ ايران مطالعه‌كنندگان ملاحظه نموده‌اند كه وقتى كه اسماعيل ميرزا در اين قلعه محبوس بود شاه طهماسب كه درگذشت حيدر ميرزا به‌جاى او به پادشاهى نشست . طايفهء افشار كه هواخواهان اسماعيل ميرزا بودند او را از محبس بيرون آورده پادشاه كردند . معتمد الدوله مرحوم عباسقلى خان جوانشير وزير عدليهء ايران كه مردى فاضل و عادل و دانشمند و انجب نجباى ايران بود از اولاد پناه خان است . مقصود از حكيم بردعى در شعر مولوى معنوى - روح الله روحه - كه در مثنوى مىفرمايد :
وه چه خوش گفت آن حكيم بردعى * سر همانجانه كه باده خورده‌اى
حكيم بالغ امجد سنائى طيب الله تربته مىباشد و ناظر است به اين شعر حكيم بزرگوار كه در حديقه فرموده است :
بر مدار از مقام مستى پى * سر همانجا بنه كه خوردى مى

برذون [ مع - مر ] :

شهر كوچكى است در نواحى خوزستان نزديك بصنى . در آنجا يك نوع چادرى مىبافند و تدليسا آن را بصينيه مىنامند و مشتبه مىكنند با چادر بصنى .

برذابازان [ مع - مر ] :

به ضم باء و سكون راء از قراى اصفهان است .

برز [ مع - مر ] :

قريه‌اى است در پنج فرسخى مرو .

برزنج [ مع - مر ] :

به فتح باء و سكون راء شهرى است در نواحى اران و مسافت او تا بردعه هجده فرسخ و سر راه باب الابواب است . در برزنج رود كر را معبرى است كه از آن عبور كرده به شماخى مىرود .
هامش
( 2 ) - زندان اسماعيل ميرزا قلعهء قهقهه بوده نه كاخ .