تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
شهر همان عماراتى است كه محمد تقى ميرزاى حسام السلطنه « 1 » در زمان حكومت خود ساخته . در نيم فرسخى شهر باغى است موسوم به « باغ شاه » و چون در دامنهء تپه واقع شده به چندين مرتبه است . چشمهء آب مخصوصى دارد . اين باغ درياچه‌ها دارد و بناى آن نيز از محمد تقى ميرزاى حسام السلطنه است . اطراف شهر باغات زياد هست . در هر باغى عمارت مجردى است كه به اصطلاح اهل بلد به تكيه موسوم است . چون در فصل بهار مىتوان گفت باصفاترين اغلب شهرهاى ايران است آن را « دار السرور » ناميده‌اند . اهالى بروجرد نسبت بناى اين شهر را به منوچهر مىدهند .

برخوار [ مع - مر ] :

اسم بلوكى است از اصفهان مشتمل بر چند قريه . مؤلف گويد اين بلوك الآن هم به‌همين اسم موسوم و قرى و مزارع بسيار دارد و مجملى از احوال آن در ضمن اصفهان نوشته شد .

بردسير [ مع - مر ] :

به كسر سين بزرگترين شهرهاى كرمان است واقع در جانب بيابانى كه ميانهء كرمان و خراسان است . وهبى ( رهنى ) كرمانى گويد نسبت بناى شهر را به اردشير بابكان مىدهند . حمزهء اصفهانى گويد : « بردسير معرب اردشير است و اهل كرمان ، بردسير را « گواشير » مىنامند . اين شهر قلعهء محكمى دارد . اول كسى كه اختيار كرد گواشير را و در آن سكنى گرفت على بن الياس بود كه در ايام عضد الدولهء ديلمى در كرمان سلطنت داشت » . بالجمله ميان گواشير و سيرجان دو منزل مسافت است و همچنين تا زرند نيز دو منزل است . گويند در بردسير دو قلعه مىباشد يكى در يك طرف شهر و يكى در وسط شهر . آب خوردن آنها از چاههاست و زراعتشان با آب قنات مشروب مىشود . نخل در بردسير بسيار است . جماعتى از متأخرين اهل علم منسوب به اين شهرند .
هامش
( 1 ) - پسر هفتم فتحعلى شاه متولد در ششم صفر سال 1206 از بطن زنى به نام زينب خانم از ايل بختيارى . وى پس از تحمل زندان در سراسر سلطنت محمد شاه ، در جلوس ناصر - الدين شاه آزاد شد . وفاتش در سال 1270 روى داد ( ر ك به تاريخ عضدى به تصحيح عبد الحسين نوائى ص 185 ) .