تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
نزديك درانه . قشون بلخ در آنجا جمعند .

بذان [ مع - مر ] :

به كسر باء ناحيه‌اى است از اعمال اهواز .

بذان [ مع - مر ] :

به فتح و تشديد ذال تثنيه و بذ به تشديد ذال الكه‌اى است ميانهء آذربايجان و اران . بابك خرمى كه در زمان معتصم خروج كرد از بذ بيرون آمد . مؤلف گويد بابك خرمى در آخر مائهء دويم هجرى خروج كرد و دينى كه مبناى او بر لهو و لعب بود ابداع نمود و مردم را به اين دين دعوت مىكرد و تقريبا بيست سال در مقابل لشكر خلفاى عباسى مقاومت نمود و آخر الامر گرفتار لشكر معتصم شده معتصم او را بكشت و دست و پاى او را بريده جسدش را در كوچه‌هاى بغداد در روى خاك كشيدند . انتهى . بحترى گويد ، شعر :
لله درك يوم بابك فارس * به طلا لابواب الحتوف قروعا حتى ظفرت ببذهم فتركته * للذل جانبه و كان منيعا
مسعر شاعر گويد در بذ موضعى است كه در آن موضع در نقطهء مخصوصى هركس دعائى نمايد يقينا مستجاب مىشود و در اينجا طايفهء خرميه اجتماع نموده با بابك بيعت كرده و بابك خروج نمود و در اين محل انتظار ظهور حضرت صاحب الامر عجل الله تعالى فرجه را مىكشند يعنى مىگويند آن بزرگوار از اين محل ظهور مىفرمايد . در زير دست اين موضع نهر عظيمى است كه هركه تب لازم مزمن داشته باشد در اين نهر رفته بدن خود را بشويد تب او قطع مىشود . نهر ارس از يك جانب آن مىگذرد . انار بىنظير بسيار خوب كه در جميع دنيا مثل آن يافت نمىشود و انجير و انگور خوب در الكهء بذ موجود است و انگور او را كه بخواهند مويز و كشمش كنند در تنور خشك مىكنند زيرا كه غالبا ابر در جو موجود و نادرا تابش آفتاب ديده مىشود . اهل بذ قطعه‌قطعه كبريت احمر در آب مىيابند و خاصيت كوبيده شدهء آن اين است كه زنان را فربه مىنمايد .