بذش [ مع - مر ] :
به تحريك دهى است در دو فرسخى بسطام از خاك قومس .
بذيس [ مع - مر ] :
دهى است در مرو .
برائان [ مع - مر ] :
به فتح باء از قراى اصفهان است .
برارجان [ مع - مر ] :
مخفف برادرجان و گاهى آن را برارقان هم گويند كوچهء بزرگى است در بالاى ماجان مرو .
برامكه [ مع - مر ] :
نسبت است براى آل برمك معروف و اسم محلهاى است در بغداد .
و نيز نام يكى از دهات بغداد است .
براوستان [ مع - مر ] :
از قراى قم است .
براهان [ مع - مر ] :
به تخفيف راء قلعهاى است از نواحى همدان كه آن را فردجان هم گويند .
بر جان [ مع - مر ] :
شهرى است از نواحى خزر . منجمين گويند از اقليم ششم است و طول آن چهل درجه و عرض چهل و پنج درجه . لشكر اسلام در زمان خليفهء سيم آنجا را فتح كردند .
برج [ مع - مر ] :
قريهاى است از قراى اصفهان و اين قريه يكى از دو ايغار است .
جماعتى از اهل علم منسوب به اين برج مىباشند . و نيز موضعى است به دمشق .
برجمين [ مع - مر ] :
به كسر ميم به زعم ابو سعد از قراى بلخ است .