اما تفصيل تصرف پرتغاليها اين جزيره را از اين قرار است :
امير البحر پرتغالى موسوم به البوكرك « 7 » در سنهء هزار و پانصد و هفت يا هشت مسيحى مطابق با نهصد و سيزده يا چهارده هجرى با هفت كشتى جنگى جزيرهء هرمز را محاصره نمود « 8 » . شمارهء سپاهيان اين كشتيها زياده از چهارصد و شصت نفر نبود و اين جمعيت براى تسخير اين جزيره قليل مىنمود ؛ اما البوكرك كه سردارى قابل و مجرب بود كمى لشكر را مانع از نيل مرام ندانسته بر خود حتم كرد كه جزيره را متصرف شود .
سيف الدين كه آنوقت پادشاه جزيرهء هرمز بود شنيده بود كه پرتغاليها به سواحل هندوستان و عربستان و بحر عمان راهى يافته و بعضى از بلاد آنجا را به تصرف درآورده و درصدد تسخير جزيرهء او مىباشند شصت كشتى به جهت حراست خود و مدافعهء ايشان تجهيز نموده حاضر ساخت .
البوكرك لدى الورود كشتى خود را ميان پنج كشتى سيف الدين كه از همهء كشتيهاى او بزرگتر و معتبرتر بود رانده در آنجا لنگر انداخت . چون از طرف سفاين جنگى سيف الدين و اهالى جزيره اظهار خصومتى نشد به منازعه مبادرت نكرد و از جانبين حرف مصالحه در ميان آمد . ولى گفتگو به طول انجاميد و زمان آن ممتد شد . البوكرك يقين كرد كه مقصود سيف الدين مماطله و دفع الوقت است تا كمك خارجى به او رسد . لهذا حكم به يورش و حمله داد و پيش از وقت جميع صاحبمنصبان خود را احضار كرده قصد خود را به ايشان اظهار نمود . صاحبمنصبان متفقا در جواب او گفتند اين كار فوق طاقت ماست . زيرا كه عدد ما كم و قشون دشمن صد برابر است . البوكرك گفت من از آن سردارها نيستم كه مهمى را كه براى دولت پرتغال بىاندازه فوايد عظيمه دارد به آسانى و زودى از دست دهم . دليرانه امر مرا اطاعت كنيد و بر يقين باشيد كه بخت نيز ما را مساعدت دارد يا به همت عيسى كار بر مسلمانان زار نموده سلطان ايشان را مطيع پادشاه پرتغال مىنمائيم يا ايشان سرما را خواهند بريد و جزء
هامش
( 7 ) -Albuquerque ( Alphonse d ' )( 8 ) - براى اطلاع بيشتر بر نحوهء نفوذ و استقرار پرتغاليان در خليج فارس رجوع كنيد به « سياست خارجى ايران در دورهء صفويه » از نصر الله فلسفى ( 1337 ، تهران ) و « اسناد فارسى ، عربى و تركى » در آرشيو ملى پرتغال دربارهء هرموز و خليج فارس ( جلد يكم - مدخل ) از دكتر جهانگير قائم مقامى ( تهران ، 1354 ش ) .