كه در بندر گمبرون دار التجاره داشته باشند و مأمورين دول مسطوره به رغم يكديگر هر سالى مبالغ كلى به خزانهء شاه عباس مىرسانيدند و شاه عباس نيز مىدانست كه سرچشمهء بزرگ مكنت هر مملكت رواج تجارت در آن مىباشد تجار اين سه دولت را معاونت كلى مىنمود . لهذا در وقت استمداد از انگليس براى تصرف هرمز شاه عباس قرار داد كه بعد از اين كمك و تسخير هرمز ، مال التجارهء انگليس از هر نوع گمرك و خراجى آزاد باشد و دينارى ندهند و پس از فتح هرمز كه از فتح قندهار كه تازه اتفاق افتاده بود در طبعها با اثرتر و بهتر مىنمود شهر جزيرهء هرمز را خراب و بندر گمبرون را موسوم به بندر عباسى نموده آنجا را آباد كردند و بعد از اين مقدمه انگليسها هرچه خواستند شاه عباس را راضى كنند كه جزيرهء هرمز را بهطور اجاره به ايشان واگذار كند قبول نكرد .
بالجمله بعد از اين مقدمات ، انگليس به جهت استحكام روابط دوستى ميان دولت خود و ايران سردندر كتتم « 11 » را كه از نجباى آن دولت بود در سنهء هزار و سى و شش هجرى به سفارت ايران مامور نمود . سفير مذكور در بلدهء اشرف مازندران به حضور شاه عباس آمد .
يكى از اجزاى اين سفارت كه از نويسندههاى معروف انگليس است « 12 » وضع پذيرائى اين سفير را در دربار شاه عباس به اين قسم مىنگارد :
« روزى كه براى پذيرائى اين سفير معين شده بود مشار اليه با تمام اتباع سفارت خود به عمارت سلطنتى رفتند . در كشيكخانه كه رسم بود سفرا قدرى توقف كرده بعد به حضور پادشاه روند در عوض قهوه و شيرينى ناهار خيلى مفصل و شراب زيادى به آنها خورانيدند . پس از استعمال مشروبات زياد و قدرى توقف ، حضرات را به تالارى كه در جنب اين اطاق بود بردند . در اين تالار نيز اسباب اكل و شرب با ظروف و اوانى طلا و مرصع و اغذيه و مشروبات حاضر بود . بدون توقف سفير را از اين اطاق به تالار ديگر بردند . اين محل جاى پذيرائى و تختگاه بود . جميع رجال دولت و نجبا و اعيان مملكت دور اين تالار بىحركت و صدا مثل مجسمه
هامش
( 11 ) - اين نام در مآخذ اروپائى به دو صورت آمده است :Dormore . . . , sir Dormer cotton( 12 ) - مسلما منظور سرتوماس هربرتsir Thomas Herbertاست كه سفرنامهء جالبى نوشته ولى اين سفرنامه هنوز به فارسى ترجمه نشده .