تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
دو پسر از پادشاه لارستان اسير نموده و به مملكت خود بردند و از آنجائى كه نسبتى ما بين پادشاه پرتغال و اسپانيول بود و در حقيقت دو مملكت يكى محسوب مىشد اسراء را بعد از ورود به ليزبون به اسپانيول بردند . پادشاه اسپانيول از آنها سؤال نمود كه شهر مادريد پايتخت اسپانيول و عمارات سلطنتى آنجا را چگونه يافتيد ؟ شاهزادگان گفتند بهتر از آنچه تصور توان نمود . ولى اگر در سايهء درخت جزيرهء وطن خود غنوده بوديم خوشتر بود و حال آن‌كه در اين جزيره اشجار منحصر بود به درختى كه در حوالى شهر هرمز روئيده و موسوم به درخت برهمنان مىبود . وجه تسميه اين‌كه برهمنان را در هندوستان در سايهء اين جنس درخت مسكن است . بالجمله وقتى كه پرتغاليها اين جزيره را تصرف كردند شهرى مشتمل بر ابنيهء عالى در آن بنا نهادند . از جملهء تجملات آن اين بود كه آهن جامهء در و پنجره از آهن مطلا بود و معروف است كه اگر پرتغاليها چندى ديگر در اين جزيره مانده بودند به جهت منافع تجارت زيادى كه از سواحل ايران به هندوستان و فرنگستان داشتند به‌جاى آهن مطلا كه مسطور شد طلا و نقره به كار مىبردند . بارى اين طايفه در اين شهر عمارات عاليه و حمامهاى وسيع ساخته بودند و در فصل گرما با اهل و عيال و اطفال روزها برهنه شده در حمام به سر مىبردند و از سورت وحدت و حرارت هوا محروس بودند . تاورنيه گويد قلعه‌اى كه پرتغاليها بنا كرده بودند حال در تصرف شاه عباس ثانى آباد و داير است . اما شهر كلية خراب شده هلانديها وقتى كه در بتاويه « 3 » مال التجاره به سواحل ايران مىآوردند بعد از فروش امتعه به بهانهء اين‌كه كشتى ايشان سبك وزن شده و در دريا به قاعده نمىتواند سير كرد براى سنگين نمودن آن از سنگهاى مرمر بسيار نفيس كه قدر آن نزد اهل ايران مجهول بود از جزيرهء هرمز بار كرده به بتاويه بردند . حاكم جزيره بعد از چندى مطلع شده ايشان را از بردن سنگ مانع گرديد . اما منع حمل نمك را نمىتوانست نمود . لهذا هلانديها كشتيهاى خود را پر از نمك كرده به سواحل هندوستان و چين بلكه تا ژاپن مىبردند .
هامش
( 3 ) -Batavia- جاكارتاى امروزى .