تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
از آبادى آن در آن زمان تعريف نوشته‌اند كه اغراق به نظر مىآيد مثلا از جمله نوشته‌اند جميع پرده‌هاى عمارات آن زرى بوده . بالجمله معدن نمك در اين جزيره زياد و اراضى آن به جهت نمكزار بودن قابل زرع و ارتفاعات زمينى نيست . بغاز هرمز چنان‌كه ذكر شد خليج فارس را به بحر عمان وصل مىنمايد و نود و دو هزار ذرع عرض دارد . تاورنيه تاجر فرانسوى معاصر شاه عباس ثانى و شاه صفى از جزيرهء هرمز گذشته و شرحى از وضع اين جزيره در آن‌وقت نگاشته كه عين آن اين است : « جزيرهء هرمز در دهنهء خليج فارس و دو فرسخ از خشكى دور و دور آن تقريبا سه فرسخ و اشجار در آن نمىرويد . دشت و تپه‌هاى آن مستور در نمك و نمك آن بسيار خوب و در سفيدى مانند برف است . آب شيرين اين جزيره منحصر است به آب باران كه در غديرها و آب انبارها نگاه مىدارند . خاك اين جزيره چه در بلنديها و چه پستيها عبارت است از شن و اين شن به شدت سياه و شعشعانى است . فرنگيها براى خشك نمودن مركب تحريرات خود از اين شن روى كاغذ مىپاشيدند . پرتغاليها وقتى كه مالك جزيرهء هرمز بودند براى همشهريهاى خودشان كه در سواحل هند ساكن بودند از اين شن تعارف مىفرستادند . غربا وقتى كه به ليزبون [ - ليسبون ] « 2 » پايتخت پرتغال به جهت ابتياع امتعهء هندوستان مىآمدند تجار بارنامه‌هاى خود را كه به ايشان مىنمودند اگر بر روى صفحهء بارنامه شن جزيرهء هرمز را ملاحظه مىكردند كمال اعتماد را به آن بارنامه نموده آنچه قيمت در آن نوشته شده بود بىچون و چرا وجه نقد تسليم صاحبان امتعه مىكردند . تجار ليزبون اين اعتماد غربا را فوز عظيم دانسته هر سال از اين شن چند خروار را از جزيرهء هرمز به مملكت خود آورده بارنامه‌هاى جعلى درست كرده از اين شن بر روى آنها مىپاشيدند . اين تزوير تجار ليزبونى كم‌كم معلوم غربا شده اواخر ديگر اعتبارى به بارنامه‌ها نمىنمودند . پيش از آن‌كه پرتغاليها مالك جزيرهء هرمز شوند در اين جزيره شهرى بود كه سلاطين لارستان محض حفظ خود از شر دشمنان خارجى بنا كرده بودند و خودشان غالبا نيز در آن شهر ساكن بودند وقتى كه پرتغاليها اين جزيره را مسخر كردند
هامش
( 2 ) -Lisbonne .