كه آب بالا آمده باشد و الا كشتى در زمين نشيند . در اين بحر جزاير بسيار است و آنچه مشهور است هرموز و قيس « 8 » و بحرين و خارك و خاسك و كند و اناشاك و لاور و ارموصس و ابر كاوان « 9 » و غير از اينها نيز هست .
و از هرموز تا بحرين غوص لؤلؤ است و در اين دريا لؤلؤى بزرگ مىباشد كه هيچ دريا را نيست و غلبهء غوص از قيس است تا خارك و به نزديك عدن هم غوص لؤلؤ هست . و در اين دريا در راه بحرين و قيس دو كوه خفته است كه آن را « عوير » و « كسير » خوانند كشتيها را از اين دو كوه خطرى عظيم است . اما كشتىبانان آن موضع را شناسند و از آن احتراز نمايند . و در اين بحر ، عنبر بسيار است . ماهى آن را مىخورد و بدان هلاك مىشود . اما آن عنبر را چون از شكم ماهى بيرون آرند رنگ و بويش فاسد شده باشد . معادن ياقوت همه رنگ و عقيق و سنبادج و زر و نقره و آهن و مس و مغناطيس دارد و گردابى كه در آن است خلاصى از آن جز بعون الله نيست » .
مؤلف گويد بحر فارس كه به مصطلح حال « خليج فارس » مىگويند از سمت شمال سواحل فارس و خوزستان و كرمان را در بردارد و از طرف شمال غربى به ايالت بصره و از جنوب مغربى لحسا و از جنوب مرور به شهرهاى عربستان و عمان مىنمايد و از جانب بغاز هرموز وصل به درياى عمان مىشود . منتهى طول اين دريا هشتصد هزار ذرع و عرض آنكه از قطيف تا بوشهر است نهايت چهارصد ذرع مىشود . مطابق نگارش بعضى سياحان فرنگ جزايرى كه در خاك ايران در اين دريا واقع است كوبان « 10 » ، خارگ ، خارگو - كه محل چراگاه دواب سكنهء خارك است - ابو شعيب « 11 » ، كن ، لارك ، قشم ، هرمز . در سواحل بحرين صدف زياد و غوص مرواريد به اين واسطه در آنجا مىشود . شط بزرگى كه داخل خليج فارس مىشود شط العرب است كه از طرف شمال مغرب وارد بحر فارس مىشود . دجله و فرات در حوالى شهر قرنه كه در پنجاه دو هزار
هامش
( 8 ) - مقصود كيش است ( ا ع ) .
( 9 ) - متن : « ابوكان » .
( 10 ) - نام چنين جزيرهاى را نيافتم . شايد لاوان بوده باشد .
( 11 ) - متن : « ابو شهاب » .