امواج دريا از مشرق به مغرب كه بر فرض اگر مخرج تحتانى صحت داشت مدخل آبهاى بحر خزر به درياى سياه از طرف مشرق بود . و مىگفتهاند كه اين ميل امواج از مشرق به مغرب و به بغاز اسلامبول و درياى مرمرا و نيز زيادتى انقلاب كه مخصوص درياى سياه است بههمين جهت است . مخرج ثانى را مىگفتهاند در زير تمام مملكت ايران به مسافت چهارصد فرسخ مخرج و راهى است كه آب بحر خزر از آن راه به خليج فارس مىرود و از آنجا به درياى هندوستان اتصال مىيابد . دلايلى كه براى فقرهء اخيره اقامه مىكردند يكى اين بود كه مملكت ايران كه از اغلب ممالك روى زمين هوايش خشكتر است و استعداد بارانى آن كمتر ، چگونه مىشود كه در هر نقطهاى كه چاهى حفر كنند فورا آب بيرون آيد ؟
دليل ديگر آنكه آبهاى چاهها چرا بايد غالبا شورمزه باشد ؟ و اگر اهالى چندان درك شورى را نمىكنند از عادت است . دليل ديگر كويرها و شورهزارهاى بسيار كه در اغلب اراضى اين مملكت است . ديگر باتلاقهاى زياد كه در ايران ديده مىشود از كجاست ؟ و حال آنكه باران در اين مملكت چندان نمىبارد . فقرهء ديگر آنكه قناتى كه در ايران حفر مىشود فى الفور ماهى در آن ديده مىشود . وجود آن را در زير زمين به چه مىتوان حمل كرد جز اينكه به واسطهء آبى كه از مجراى تحتانى جارى است تخم اين حيوان آمده و آنجا نشو و درجهء كمال يافته . بالجمله اين جمله را برهان مجراى تحتانى كه در زير تمام اين مملكت است مىگرفتهاند . ولى اين عقيدهء خيالى به جهت قصور علم و عدم وصول عقول به حقايق اشياء بوده و اينك كه محققين فرنگ در فهم علوم شيمى و طبيعى و ساير رتبه و مرتبهء لايق و عالى يافتهاند معلوم نموده كه هرچه از رودخانهها آب وارد دريا مىشود آفتاب آن را جذب مىكند و مخصوص جمعى از مهندسين روسى به تحقيق اين مسئله رسيدگى نموده و حساب كردهاند جميع آبهاى رودخانههائى كه داخل خزر مىشود معادل همان است كه آفتاب جذب مىكند و اگرنه چنين بود اين بارانهائى كه به مازندران و خراسان و گرجستان و آذربايجان و غيره مىبارد از كجاست ؟
قدما بحر خزر را هيركانى مىناميدند .
حمد الله مستوفى گويد اين دريا منسوب به قصبهء خزر است كه در
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٩٦