كنار رود اتل واقع شده و در ميان آبادانى است كه آن را طواف مىتوان كرد . عوام آن را درياى قلزم خوانند و غلط است . در شمال دشت خزر و بر غرب الان و كوه لنكران و اران و بر جنوب جيلان و مازندران مىباشد .
بر طرف شرق اين بحر درياى خوارزم و سقسين « 1 » و بلغار است . در او كما بيش دويست جزيره هست . آبسكون كه از همه مشهورتر است در آب پنهان شده و از جزاير آن يكى جزيرهء ماران بىزهر و يكى جزيرهء جن و يكى جزيرهء روى و يكى جزيرهء گوسفندان است و جزيرهء الله ( ؟ ) كه محاذى بادكوبه مىباشد اكنون معمور است و بندر آن دريا شده . از نهرهائى كه به درياى خزر مىريزد يكى شاه رود است . طول اين دريا دويست و شصت فرسنگ و عرضش دويست فرسنگ و دورش تقريبا هزار فرسنگ و اين دريا را موجى عظيم بود از همهء بحار سختتر . فليجهء « 2 » اسكندر به بحر فرنگ بهطرف كوه لكزى با اين دريا چنان نزديكى دارد كه مسافت در ميان دو دريا همان كوه است و بيش از دو سه فرسنگ نيست .
بحر فارس [ مع - مر ] :
شعبهاى است از درياى هند . حمزه گويد : « عجم اين دريا را « زراه كامسير » « 3 » مىنامند و حد آن از خشكى از بندر طيس ( تيز ) واقع در خاك مكران است و از كنارهء فارس ممتد مىشود تا عبادان كه دهنهاى از دهنههاى دجلهاى است كه مىريزد به اين دريا « 4 » و اول سواحل آن است از جهت بصره و چون از دجله منحدر مىشوى و از شهر محرزه مىگذرى و به شبه جزيرهء عبادان مىرسى دجله منشعب به دو شعبه مىشود :
يك شعبه بهطرف دست راست مىرود و در سواحل بحرين به اين دريا مىريزد و كشتيهائى كه به بحرين و بر عرب مىروند در اين شعبه سير مىكنند و سواحل دريا از طرف جنوب تا قطر و عمان و شحر و مرياط ( مسقط ) الى حضرموت و عدن ممتد است . شعبهء ديگر دجله از طرف شمال
هامش
( 1 ) - سقسين شهرى بزرگ و مشهور بوده بر ساحل شمال غربى بحر خزر و ظاهرا همان آستراخان ( هشتر خان ) كنونى است . در نامهء اتسز به سلطان سنجر نام اين شهر آمده است :اگر باد پاى است خنگ ملك * كميت مرا پاى هم لنگ نيست
به خوارزم آيد به سقسين روم * خداى جهان را جهان تنگ نيست( 2 ) - فليجه به معنى گشادگى است ( ا ع ) .
( 3 ) - متن : « دزاه كايسر » . تصحيح براساس معجم البلدان ياقوت .
( 4 ) - مقصود شط العرب است ( ا ع ) .