و انتقام قتل و غارتى كه در ميان مسلمانان نمودهاند بنمائيم و نمىتوانيم به خود هموار كنيم كه جمعى كافر و بتپرست به ممالك مسلمين تاخته اين نحو نهب و غارت نمايند . چون پادشاه خزر مانع نتوانست شد پانزده هزار سوار مسلمان روانه شد . بعد از دو روز راه سر راه به روسها گرفته و جمعى از عيسويان كه در ناحيهء خزر سكنى داشتند به امداد ايشان آمده سه روز ميان اين دو طايفه جنگ بود . بعد از سه روز جدال بيست و پنج هزار نفر از سى هزار نفر روسها كشته شدند . پنج هزار نفر ديگر كه باقى مانده بودند سفاين خود و غنايم محصوله را گذاشته فرار نموده ميان طوايف بلغار رفتند . مسلمانهاى بلغار اين پنج هزار نفر را هم كشتند .
اگرچه معين نيست كه اين سانحه در چه سال حادث شده ليكن مسلما چندان وقتى نيست و من در تعيين سال هم استقصا نمودم نتوانستم كه معلوم نمايم .
بالجمله من خود سفرى كه در آبسكون كرده بودم كشتى تجارتى زيادى ديدم كه از آبسكون تا بادكوبه آمدوشد مىكردند . نفت سفيد كه جز در بادكوبه گمانم اين است كه در هيچجا يافت نشود از آنجا به سواحل گيلان و طبرستان مىآورند . شنيدم كه در محاذى بادكوبه جزيرهاى است كه در آن كوه آتشفشان هست و دايما آتشفشانى مىكند و از صد فرسنگ راه پيداست . بعضى جزاير ديگر در محاذى سواحل جرجان است و يك نوع باز سفيد در آن جزاير مىباشد كه در آنجا آن را صيد مىكنند ( شايد مقصود طيقون باشد ) و اين نوع باز از جميع انواع بازهاى شكارى بهتر است . عيبى كه دارد چون در جزيره آشيانه دارد و خوراكش منحصر به صيد ماهى است وقتى كه او را مىگيرند و به خشكى مىآورند لابد طعمهاى ديگر به او مىدهند و به اين واسطه از آن قوتى كه دارد مىافتد . از هدايا و پيشكشىها كه از سواحل بحر خزر به بغداد مىفرستند يكى اين باز سفيد است . تفصيلى كه مناسبت به اين مطلب دارد به نظر آمد و نگارش آن خالى از فايدتى نيست . هارون الرشيد روزى در حوالى موصل به شكار رفته بود و باز سفيدى در دست داشت . وقتى ديد باز مضطربانه بالهاى خود را بههم مىزند . هارون هرچه به اطراف نظر كرد صيدى نديد ولى نظر به اضطراب باز او را رها كرد . باز به هوا بلند شد و آنقدر اوج گرفت كه ناپديد شد و گمان رفت كه فرار كرد و از
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٩٤