تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
محسنات بسيار هم تندرو است . در بين راه چند كشتى ديده شد كه از ساريتسين به حاجى طرخان مىآمد . جمعيت زيادى از هر قبيل در آن كشتيها بودند . رودخانهء ولگا چنان‌كه پيش اشاره شد مثل دريا يعنى بعضى جاها اين‌قدر عريض است كه سواحل به هيچوجه پيدا نيست . بعضى جزاير معتبر در اين رودخانه پيدا مىشود . دهات معظمه دارد كه از كنار رودخانه نمايان است . طرف دست راست رودخانه ، معبد بسيار بزرگ خوش وضعى از قالقهاى « 11 » بت‌پرست است . همهء سواحل رودخانه پيداست تپه است و چمن و ساير اشجار بسيار خوش‌منظر است . گله‌گله خوك سياه و ابلق در سواحل چرا مىكردند . گوشت اين حيوان را اهالى اطراف رودخانه مىخورند . رودخانه‌اى از اين عظيم‌تر در اين قطعهء دنيا و ساحل از اين خوش‌منظرتر ديده نمىشود و دقيقه‌اى نمىتوان چشم برداشت . تا شب متصل كشتى در حركت بود شام خورده خوابيدم . صبح كه برخاستم معلوم شد كه ديشب تا صبح باران شديدى باريده بود . سواحل امروز مثل ديروز است ولى ده كمتر دارد . تلگرافى از دبير الملك ملاحظه شد كه شانزدهم اين ماه باد و طوفانى سخت در طهران شده است . اهالى طهران وحشت كرده بودند كه مبادا اين باد و طوفان در دريا دچار ما شده باشد . خلاصه سه ساعت و ربع به غروب مانده وارد شهر ساريتسين شديم . » انتهى . رود چهارم كه وارد بحر خزر مىشود كوماست . سرچشمهء اين رودخانه از دامنهء شمال كوه قفقاز است . جريانش به‌سمت مشرق و حد و سد ايالت حاجى طرخان و استاوراپل است . از نقطهء شمال مغربى به چندين شعبه منشعب گشته به دريا مىريزد . چهارصد هزار ذرع طول جريان اين رود است . رود پنجم ترك است . سرچشمهء اين رود كوه كبك يا كازبك است . جريانش ابتدا در طرف شمال و مغرب و حد و سد ما بين ايالت قفقاز و داغستان است . از شهر قزلر گذشته به شعبات عديده منشعب شده از نقطهء شمال غربى وارد درياى خزر مىشود .
هامش
( 11 ) - ظاهرا : « قالمقها » ( قالموقها - قلموقها ) .