سمت رحمتآباد جنگل سرو كوهى مىشود . دهات رحمتآباد هم آن طرف و رودبار اين طرف مثل سواد كوه مازندران در بالاى كوهها واقع است . كوههاى رودبار جنگل نداشت بجز زيتون . و هر دهى جنگل و باغ زيتونى دارد .
خلاصه رسيديم به فيل ده چند محله دارد و در سر راه و كنار رودخانه واقع است . ده معتبرى است بازار و دكان خوب كنار راه زياد داشت . كاروانسراهاى خوب داشت . رفتيم كنار رودخانه به ناهار افتاديم .
بيدمشك تازه زرد شده بود گفتم شاطر چيد و آورد . درخت نارنج هم دارد . فيل ده نارنج زيادى هم داشت . چيدند آوردند . تعجب است كه با اين هواى سرد كه چندين مرتبه از طهران سردتر است درخت نارنج ، بدون پوشيدن عمل آمده است . بعد از ناهار سوار شده از محلهء ديگر فيل ده رد شديم . حاجى ملا رفيع باز پياده آنجا بود . معلوم شد حاجى ، فيل دهى است و قدرى هم مالك فيل ده است زن و خانه هم اينجا دارد .
بالجمله زيتون زيادى داشت . از فيل ده قدرى كه دور شديم به ده لاكه رسيديم كه آن هم سر راه است . زيتون زيادى داشت . از لاكه قدرى كه مىگذرى به لويه مىرسى بعد گنجه [ و ؟ ] تمام . آخر چوبين است مال حاجى ملا رفيع است . به چوبين كه مىرسى دهنهء رود تنگ ، گشاد مىشود رودخانهء سفيد رود عريض و وسيع مىشود . بعد جلگهء رستمآباد به نظر مىرسد . خود رستمآباد توى دره واقع است از دور ديده شد . اردو در جلگه افتاده بود چاپارخانهء خوبى والى ساخته است .
به نظر رسيد بوته و هيزم در اين صحرا بسيار است . پسر و برادر ميرزا على خان لاهيجى آمده بودند با تفنگچى ديده شد . خلاصه الى منزل باد سردى مىآمد اذيت كرد دو ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم كوه دلفك رحمتآباد از دور پيدا بود . اما ابر بود . درست ديده نمىشد .
كوه بزرگى است و هميشه برف دارد . امروز ما بين فيل ده و لاكه جزيرهاى از سنگ در رودخانهء سفيد رود بود . آثار عمارت و قلعهء قديم در آن بود و راهش هم از طرف رحمتآباد بوده است » . انتهى .
رودخانهء نهم چالوس است . سرچشمه زياد دارد . شعبهء عمدهء آنها از كوههاى زانوس كجور و درههاى عميق ميخساز و ساير قراى كجور جارى است . در پل كرات كه پنج فرسخ به دريا مانده است شعبهاى ديگر
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٨٨