تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
مضافات حاجى طرخان شمرده مىشود ديده شد كه در كنار رودخانه واقع و از دور خيلى بزرگ و آباد به نظر مىآيد . در هر ده يك كليسياى بسيار عالى باشكوه ساخته‌اند . اغلب اهالى اين دهات شغلشان صيادى است . كشتى ما محاذى هريك از اين دهات كه مىرسيد اهالى ده به كنار رودخانه آمده هورا مىكشيدند . در اين دهات به هيچوجه باغ و زراعت ديده نشد مگر در يكى از دهات كه عمارت بسيار معتبر و باغ بزرگ مشجرى از دور ملاحظه شد كه از طايفهء ساپوژنيكوف « 9 » بود . ماهى مردهء زيادى در كشتيهاى خود ريخته و كنار رودخانه را متعفن كرده بودند و بعضى ماهيها را كه نتوانسته بودند نمك‌سود نموده نگاه دارند و زياد عفن شده بود به رودخانه انداخته بودند . آب رود ولگا بسيار گواراست بعضى طيور از قبيل كلاغ ابلق و سياه و سارهاى بزرگ ماهيخوار بسيار در هوا ديده مىشد . يك كلاغ و يك سار بزرگ با تفنگ در روى هوا زدم . دو كشتى كوچك تجارى و شراعى كه حامل مال التجاره بودند ديده شد . خلاصه رانديم تا مقارن ظهر از دور سواد حاجى طرخان پيدا شد . اول بنائى كه به نظر آمد كليساى بزرگ آن شهر است كه بسيار مرتفع و باشكوه ساخته شده . شهر مثل جزيره‌اى ما بين دو شعبه رودخانه واقع شده است يك شعبهء بزرگ رودخانه از كنار شهر و شعبهء ديگر از ميان شهر مىگذرد كه پلهاى متعدد روى آن بنا شده است . طرفين رودخانه ، كوچه و خانه است . مساجد زياد دارد كه اكثر آنها متعلق به تاتارهاست . يك مسجد معتبر هم از مسلمانهاى ايران است . پنج‌شنبه هفدهم كه روز عيد مولود مسعود حضرت ختمى مآب - صلى الله عليه و آله - است و امروز بايد به توسط كشتى برويم به ساريتسين « 10 » از آنجا به راه‌آهن بنشينيم به اسكله رفته به كشتى بخار موسوم به الكسندر كه از كمپانى است نشستيم . همراهان هم در اين كشتى هستند . اين كشتى بسيار بازينت است . اطاقهاى خوب وسيع دلباز دارد . پنج ساعت به غروب مانده كشتى حركت كرد . اين كشتى علاوه بر ساير
هامش
( 9 ) -Sapogenikoff( 10 ) -taritsinهمان است كه بعدها استالين گراد خوانده شد و در طى جنگ جهانى در برابر سپاه متجاوز هيتلر تا آخرين فشنگ ايستاد و پس از استالين ، ولگاگراد ناميده شد .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 284 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى